خاموشی کابل تلنگری به روئسای شرکت برشنا!

منفجر کردن ایستگاه برق رسانی در منطقه شهاب الدین ولایت بغلان که برق وارداتی از ازبکستان را به کابل منقل می‌کند توسط شبه نظامیان طالبان کابل پایتخت و چند شهر دیگر افغانستان را در خاموشی فرو برد و شهروندان کابل را غافل گیر کرده و در فصل سرما با مشکلات مضاعف مواجه کرد. در این یاد داشت می خواهم به چند نکته در این مورد بپردازم.

  1. درطی چهارده سالی که از عمر نظام جدید افغانستان می‌گذرد متأسفانه به تولید برق در داخل افغانستان توجه جدی صورت نگرفته و مسئولان وزارت انرژی و آب آز ان غفلت ورزیده‌اند و به جای تولید برق با وجود ظرفیت بالای تولید برق در داخل، راه آسان صادرات برق از خارج از افغانستان را در دستور کارخویش قرار داده اند.                      

برق کابل 

ادامه نوشته

جامعه افغانی و ضرورت گفتمان عاری از خشونت و پرخاشگری

خشونت و پرخاشگری یکی از زشت ترین پدیده‌هایی است که جامعه ما سخت گرفتار آن است و چون ویروس خطرناک تار و پود جامعۀ مارا فرا گرفته و آن را به یک جامعۀ بیمار و رنجور تبدیل کرده است  که مردم مارا به شدت رنج می‌دهد. از خشونت علیه کودکان و زنان گرفته تا منازعات خیابانی و  درگیری‌های میدانی و از خشونت‌های رفتاری گرفته تا خشونت‌های زبانی و قلمی. در این یاد داشت به بررسی علل خشونت‌ها و ضرورت گفتمان عاری از خشونت می‌پردازیم. به نظر بنده این خشونت ها ریشه در عوامل زیر دارد.

خشونت

ادامه نوشته

رسم های غلط و هفت خوان ازدواج در افغانستان

فارس نیوز
سید میرزاحسین احسانی

ازدواج سنت حسنه‌ای است که موجب تکامل و آرامش زن و مرد در کنار همدیگر می‌گردد پاکدامنی، عفت، تکمیل دین، دوری از انحرافات و تداوم نسل را درپی دارد از این رو دین مقدس اسلام برای آن اهمیت زیادی قائل است. 

 
ادامه نوشته

جای خالی اخلاق در تعالیم دینی در افغانستان

فارس نیوز
سید میرزاحسین احسانی

اخلاق و تربیت اخلاقی انسان‌ها در ادیان مختلف اهمیت زیادی دارد و می‌توان گفت: که هدف و نقطه مشترک همه ادیان تزکیه و تربیت اخلاقی انسان است و تعالی انسان در گرو رشد اخلاقی اوست. پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) تنها هدف بعثتش را به کمال رساندن مکارم اخلاقی انسان بیان می‌دارد و می‌فرماید: إنما بُعثتُ لاُ تَمِمَ مکارم الأخلاق . یعنی من مبعوث شده ام که مکارم اخلاقی انسان را به کمال برسانم. و مهم ترین ویژگی پیامبر اکرم(ص) نیز در اخلاق نیک حضرتش بود که خداوند خطاب به وی می‌فرماید

ادامه نوشته

تهی دستان ثروتمند!

فارس نیوز

سید میرزاحسین احسانی

افغانستان کشوری است که علی رغم منابع خدادادی فراوان و ذخایر گاز و نفت، معادن بزرگ و مهم و سرزمین حاصل خیز دهمین کشور فقیر دنیا و اولین کشور فقیر در قاره کهن به شمار می‌رود و کشورهای آفریقایی مانند: اریتره، جمهوری دموکراتیک کنگو، لیبریا، مالاوی، بروندی، نیجر، ماداگاسکار، گامبیا و اتیوپی از لحاظ درآمد سرانه پایین تر از افغانستان قرار دارد. این درحالی است که براساس برآورد های وزارت صنعت و معدن افغانستان و گفته آقای شهرانی تنها ارزش 30درصد معادن افغانستان سه تریلیون دلار است . 
منابع مهم اقتصادی افغانستان

افغانستان

ادامه نوشته

قرن 21 و مردمان فانوس به دست!

فارس نیوز

سید میرزاحسین احسانی

برق یکی از مهم ترین انرژی های پاک است که برای اقتصاد ورشکسته افغانستان اهمیت بسزایی دارد و از زیربنایی ترین و ضروری ترین نیاز مردم افغانستان به شمار می‌رود و در قرن 21 چیز پیش پا افتاده‌ای است زیرا همه کشورها از نعمت برق بهره می‌برند و متأسفانه افغانستان تنها کشور آسیایی است که با وجود منابع سرشار و فراوان تولید برق در خاموشی به سر می‌برد و حتی مردم پایتخت یعنی شهروندان کابل از کمبود برق رنج می‌برند و بیشتر ولایات کشور یا برق ندارند و در قرن 21 از فانوس استفاده می‌کنند و یا با کمبود شدید برق مواجه اند. این درحالی است که افغانستان منابع فراوان برای تولید برق دارد. در این نوشتار به چند نکته اشاره می‌کنم:  

  فانوس

ادامه نوشته

آیا مأموریت داعش پایان یافته است؟

تروریسم ابزاریست در دست برخی کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای استفاده علیه کشورهای رقیب و تحت فشار دادن آنها تا هم کشورهای هدف و رقیب را درگیر جنگ فرسایشی نموده و نیروی آنهارا تحلیل ببرد و هم احیانا در مذکرات سیاسی برای چانه زنی و امتیاز گیری دست بالایی داشته باشد.
در سالهای اخیر گروهک‌های تروریستی متعددی با طرح ریزی برخی قدرتهای فرامنطقه‌ای و حمایت برخی کشورهای منطقه‌ای قارچ گونه متولد گردیده و در جهت اهداف مداخله جویانه و نا مبارک آنها بکار گرفته شده است. گروهک‌هایی مثل:سپاه صحابه، لشکر طیبه، انصارالمجاهدین، القاعده، طالبان، بوکو حرام، النصره، الشباب، داعش و... توسط برخی کشورهای منطقه ساخته و علیه کشورهای رقیب استفاده گردیده است.

داعش

ادامه نوشته

اهداف و انگیزه های عربستان از تشکیل ائتلاف ضد تروریسم

رژیم سعودی که بر سه اصل خشونت، نفرت افکنی و تکفیر بنا شده است در طول حاکمیت سیاه خود بستر مناسبی را برای رشد افراط گرایی فراهم کرده است. هم از لحاظ ایدلوژیک و هم از نظر مالی وسیاسی حامی گروه‌‌های افراط گرا و ترویستی بوده است و میان رژیم سعودی و گروه‌های دهشت افکن و تروریزم بین المللی رابطه و پیوند مستحکم و ناگسستنی وجود دارد. و این رابطه چنان آشکار است که دیگر متحدان غربی عربستان نیز از آن چشم پوشی نکرده و به صراحت رژیم سعودی را متهم به حمایت از تروریسم می‌کند. نگاه گذرا به حوادث تروریستی در مناطق مختلف دنیا نشان دهندۀ این واقعیت تلخ است که هرجا عملیات تروریستی صورت می‌گیرد پای عربستان سعودی در میان است.

سعودی

ادامه نوشته

فریب لبخند سیاسی پاکستان را نخوریم

دولت مردان پاکستان از بدو تأسیس این کشور سیاست خصمانه توأم با عدم صداقت را در قبال افغانستان در پیش گرفته است و رابطۀ این کشور با افغانستاه هماره تنش آلود و غیر دوستانه بوده است و در برهه هایی تا مرز جنگ نظامی نیز پیشرفته است.

متأسفانه پس از کودتای هفت ثور 57 و تند روی و سیاست ناپخته و بگیر وبنند کمونیست ها در افغانستان و شکل گیری قیام های مردمی علیه رژیم کمونیستی و سخت گیری دولت علیه رهبران مخالف و مردم معترض، برای پاکستان فرصت مداخلۀ بیشتر فراهم گردید.

 

ادامه نوشته

ساکت کردن منتقدان هدف از ترورهای زنجیره‌ای کابل!

در این سطور به دو سوال در بارۀ ترورهای زنجیره‌ای اخیر می‌خواهم بپردازم.
1. هدف از ترورهای زنجیره‌ای اخیر چیست؟
2. عوامل و دستهای پشت پرده ترورهای اخیر چی کسانی است؟
آزادی بیان و رسانه‌ها از مهم ترین دستاوردهای بشر در عصر حاضر و ثمرۀ قرنها مبارزه و ایثار است که بهای زیادی برای به دست آوردن آن پرداخت گردیده است. خوشبختانه درسالهای اخیر مردم افغانستان نیز از نعمت آزادی بیان و رسانه‌ها بهره مند گردیده است و به برکت آن امروزه دهها رسانه‌ای دیداری و شنیداری و دهها روزنامه و مجله در کشور فعالیت دارند. و علاوه برآن هزارن نفر از شهروندان افغانستان در شبکه های اجتماعی به فعالیت مشغول بوده و به ابراز نظر در بارۀ مسائل جاری کشور و مسائل جهانی می‌پردازند.

ادامه نوشته

جرم هزاره‌ها زندگی مسالمت آمیز و حمایت از دولت است.

با روی کار آمدن نظام جدید در سال 2001 میلادی در افغانستان و تصویب قانون اساسی جدید، انتظار می رفت تعصبات قبلیوی و نگرش تبعیض آمیز به اقوام محروم کاهش یابد و همه شروندوان و اتباع این کشور از حقوق مساوی بهره مند گرند و خوش بینی زیادی در این زمینه به وجود آمده بود.
اما متأسفانه دیری نپایید که امیدها به یأس تبدیل گشته و معلوم شد که حاکمان افغانستان در قرن 21 با افکار قرن حجر زندگی می کنند و هر چند که لباس نو بر تن کرده اند و دریشی و نیکتایی می پوشند اما افکار شان همچنان قدیمی و فرسوده است. و هرچند که تحصیلات دانشگاهی را در بهترین دانشگاهای دنیا سپری کرده اند اما مفکوره شان همچنان تبعیض آمیز و قبیله گراست و این تحصیلات دانشگاهی تنها بر مهارت مردم فریبی اینها افزوده است و بس!
قبیله سالاری بر شایسته سالاری مقدم است و روابط شخصی، حزبی و قومی بر ضوابط و قانون چیرگی دارد و عدالت همچنان در قاموس دولت مردان ما جای ندارد. 
یکی از ملتهای محروم در طول تاریخ افغانستان هزاره هاست که با جان و دل از این نظام حمایت کردند و زندگی مسالمت را در پیش گرفتند و مطالبات خویش را از راههای مسالمت آمیز و به دور از خشونت پیگیری کردند گاهی با تظاهرات مسالمت آمیز و گاهی با کاه گل کردن سرک ها و گاهی با آویزان کردن فانوس ها بر چهار راهی های شهر و امیدوار بودند از که از راههای مسالمت امیز به حقوق شان برسند و ظلم و تبعیض از این قوم برداشته شود.
اما متأسفانه نه گوش شنوایی و جود دارد و نه چشم بینایی که مطالبات بر حق مردم را بشنوند و ببینند. 
فقط در موقع انتخابات به سراغ هزاره ها می روند و وعده های کلان می دهند تا با رأی جمعیت قابل توجه هزاره ها به قدرت برسند اما بعد از انتخابات همه وعده ها فراموش می شود.
به طور نمونه سرک جاغوری قرباغ 14سال است که علیرغم وعده های مکرر دولت همچنان خاکی است و آسفالت نمی شود در حالیکه مناطق پشتون نشین با وجود نا امنی هر روز پروژه های مختلف افتتاج می شود و سرک های شان آسفالت می گردد. یادم هست که مردم پنجوایی قندهار با کلنگ به جان آسفالت سرک افتاده بودند و آن را می کندند! اما راههایی منتهی به هزاره جات با وجود امنیت و با وجود زندگی مسالمت امیز ساکنان و با جود حمایت از دولت همچنان خاکی و بدون آسفالت است.
بامیان با وجود جاذبه های گردشگری همچنان در محرومیت به سر می برد و هیچ گونه پروژه بازسازی چشمگیر برای باز سازی این ولایت در این 14 سال شروع به کار نکرده است. و حتی در جشن فرهنگی کشورهای عضو سارگ رییس جمهور به خودش زحمت سفر به بامیان را نداد تا مردم مطالبات خویش را پیگیریی نکنند و وعده های انتخاباتی اورا به یادش نیاورند.
کانکور هم بر اساس ولایت سهمیه بندی می شود تا از حضور جوانان هزاره به دانشگاه ها جلو گیری کنند که خوشبختانه در این کار موفق نشده است.
با روی کار آمدن جناب غنی وضعیت به مراتب بدتر از گذشته شده است هم سهم هزاره ها در دولت کاهش پیدا کرده و هم راههای هزاره جات نا امن تر گردیده است که هر روز شاهد گروگان گیری و به شهادت رساندن مردم هزاره در مسیرهای منتهی به هزاره جات هستیم و دولت هم با بی اعتنایی فکری برای برون رفت از این وضعیت ندارد. انگار جرم هزاره ها زندگی مسالمت آمیز و حمایت از نظام و دولت است.

بهشت باغ وحش و طویله نیست

اشتیاق رفتن به بهشت موجب شده است که استخبارات کشور همسایه و کشورهای غربی مسلمان نماهای نادان و جاهل را به خدمت گرفته و برای پیشرد مقاصد سیاسی و مطامع دنیوی خویش برای انتحار و انفجار و کشتن انسان های بی گناه استفاده نمایند در حالیکه خداوند در قرآن کریم یکی از ویژگی های بهشتیان را چنین بیان می کند و می فرماید:وَ الَّذينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُون» فرقان 68.
کسانی که غیر از خدا، کسی را عبادت نمی‌‌کنند و انسان‌‌هایی را که خدا خونشان را محترم شمرده، نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند.
بهشت جای انسانهای نیک و بندگان صالح خداست کسانی که کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک را پیشه خود ساخته اند و به مال و جان و ناموس انسانهای دیگر ارزش قائلند و انسانها از دست و زبان و شر آنها در امان است.
نه جای کسانی که دست شان به خون انسانهای بی گناه اعم از زن و کودک و پیر جوان آغشته اند و هیچ هنری جز جنایت و آدم کشی ندارند. کسانی که دنیارا برای دیگران به جهنم تبدیل می کنند چگونه انتظار بهشت دارند بهشت باغ وحش و طویله نیست.

هویت تحمیلی نمی خواهیم

امروز برادران پشتون در کابل تظاهرات کردند و خواستار درج کلمه افغان در تذکره های الکترونیک شدند. 
تظاهرات حق هر شهروند و هر نهاد اجتماعی و مدنی است و شهروندان کشور می توانند از این طریق خواسته های خویش را دنبال کنند.
اما مسأله این است که برادران پشتون برای تحمیل هویت خود بر اقوام دیگر تظاهرات می کنند و می خواهند از این طریق به خواسته ای غیر منطقی و نا مشروع خود جامه عمل بپوشانند. 
اگر برادران پشتون ما خواستار وحدت ملی و همدلی همه اقوام ساکن در کشور هستند باید اول نامی برای کشور انتخاب شود که متعلق به یک قوم خاص نباشد و همه گیر باشد و همه اتباع کشور خود را متعلق به آن بدانند و با آن احساس تعق کنند.
تحمیل خواسته های فاشیستی زمانش گذشته است و هویت تحمیلی برای اقوام دیگر قابل پذیرش نیست.
مسئولین دولت هم بجای راه اندازای تظاهرات برای تأمین نظر فاشیست های تنگ نظر به توزع هرچه سریعتر آن اقدام کنند و کشور را برای این مسأله با بحران مواجه نکنند.

چرا با واژۀ افغان مخالفم؟

پس از تشکیل کشوری به نام جعلی افغانستان در سرزمین پر افتخار خراسان چیزی جز آه، ناله و افغان نصیب مردم این سرزمین نشده است و ساکنانش جز نگون بختی، آواراگی فقر، فلاکت، نا امنی، قتل، غارت، انتحار و انفجار و مکتب سوزی ندیده است.
پشتون ها که از شتر چرانی یکباره به حکومت رسیدند به دلیل بیابان گردی، عقب ماندگی و سرو کار با حیوانات چیزی ازحکومت داری نمی دانستند فکر می کردند که جامعه انسانی را نیز می توان بسان شتران و گوسفندان اداره نمود به همین دلیل در اداره جامعه ناکام مانده و کشور را از رشد و ترقی بازداشتند و در حالیکه کشورهای دیگر پله های ترقی را طی می نمودند کشور ما به سرعت رو بع عقب گام بر می داشت و نتیجه سیصد سال حکومت پشتونها در بدری، ویرانی، فقر، نا امنی و بی سوادی چیزی دیگری نبوده است و تنها هنر شان این است که خراسان پر افتخار و با عظمت را به فقیر ترین و عقب مانده ترین کشور دنیا تبدیل کرده است! به این دلیل با ذکر واژه افغان در تذکره های الکترونیک (برقی) مخالفم و نیز از روشنفکران و نویسندگان می خواهم جنبشی برای احیای خراسان به راه بیاندازند تا بتوانیم کشور خود را از این وضعیت رقت انگیز نجات دهیم و به سوی ترقی و آبادانی حرکت کنیم.

ارباب دیانت در خدمت سیاست!

پیامبران آمدند تا ایمان و پرستش را جانشین ستمگری و بردگی کنند زنجیرهای ستم را پاره، مبشر آزادی و مروج آزادگی باشند دادگری را پیشه ساخته و با بیداد مبارزه نمایند محبت و رحمت را جانشین دشمنی و نفرت و حدت و همدلی را جایگزین کینه و افتراق، برادری و برابری را جایگزین بیگانگی، تبعیض و نابرابری، صداقت و یگرنگی را جایگزین دروغ، نیرنگ، ریا و تزویر اخلاق و کرامت انسانی را جانشین پرخاشگری، خشونت و تملق نمایند. در کنار بردگان، ضعیفان و ستمدیدگان و رویاروی زومندان، استثمارگران و مستکبران ایستادند و از آزادی، برابری و عدالت سخن راندند.
پیامبران رفتند نوبت به کاهنان، موبدان، خاخام ها، کشیشان، روحانیان و مفتیان رسید. اینها به نام جانشینان پیامبران به همۀ آن تعالیم پشت کرده و در کنار زومندان، استثمارگران و مستکبران و رویاروی بردگان، ضعیفان و ستمدیدگان ایستادند و توجیه گر اعمال حاکمان و سیاستمداران و صادر کننده فتوی برای سلاطین گردیدند و به بشر دستبندی دیگر زدند و با زنجیر محکمتر و قفل های بزرگتر انسان و انسانیت را در بند کشیدند و دین را که پیام آور و نوید دهندۀ آزادی و آزدگی بود به زنجیر اسارت مبدل ساختند. و هرگونه مخالفت را با تکفیر و تفسیق سرکوب نمودند. دکان های دین فروشی باز شده و بازار فتوی فروشی و بهشت فروشی رونق گرفت!
دوباره بذر نفاق و تخم دشمنی را میان مردم پاشیدند و به نام دین، مذهب، زبان، رنگ و نژاد انسانهارا به جان هم انداختند تبعیض به جای برابری، ظلم به جای عدالت، کینه ونفرت به جای برادری و محبت تفرقه و دشمنی به جای وحدت و همدلی دروغ و ریا به جای صداقت و یکرنگی نشست. اخلاق و کرامت انسانی لگد مال گردیده و رحمت رأفت به خشونت، انتحار و انفجار عوض شد. ویرانگری به جای آبادانی، کشتن و نابود کردن به جای احیاء جهل به جای علم نشسته است و جنایت و نسل کشی به نام جهاد ارزشمند گردیده و تقدیس می گردد!
آری این چنین است برادر! وقتی دین و دیانت با سیاست درآمیخت و در خدمت سیاست و سیاستمداران قرار می‌گیرد پوستین وارونه می‌شود.

از فردا چه باید کرد؟

مردم شریف افغانستان بخصوص شهروندان کابل از همه اقوام وهمه اقشار همدلی و همزبانی خود را در اجمتاع ملیونی امروز نشان داد و وظیفه ملی و میهنی خویش را ادا کردند. و فازغ از تعلقات قومی و مذهبی شهدای شان را همراهمی کرده همه یک دل و یک صدا مرگ بر فاشیزم و تروریسم را فریاد کردند و خواستار کناره گیری دولت بی کفایت وحدت ملی شدند.
و با این اجتماع و اتحاد بی نظیر وحدت وهمدلی خویش را به اثبات رساندند و توطئه دشمنان داخلی و خارجی را که می خواستند با شهادت رساندن گروگانها جنگ فرقه ای راه بیاندازند ناکام گذاشته و در نطفه خفه کردند. و خون پاک این شهدای عزیز نه تنها موجب جنگ فرقه ای گردید که موجب وحدت و همدلی مردم کشور مان گردیدند. از این رو پیش نهاد من این است که امروز 20 عقرب را روز وحدت ملی نام گزاری کرد.
مردم گام اول را محکم برداشتند و به طور گسترده در تظاهرات امروز شرکت کردند اما سوال این است که از فرا چه باید کرد؟
زیرا تنها شرکت در مظاهره و سردادن چند تا شعار کافی نیست و انتظار ارگ نشینان هم این است که صدای اعتراض مردم از فردا خواموش شده و مردم به خانه های خویش باز می گردند. و آنوقت دوباره همان آش و همان کاسه! همان فساد، همان باند بازی، همان به سخره گرفتن خواستهای مردم و...
بنا بر این مردم عزیز با تشکیل ستادی خواستار پیگیری مطالبات برحق خویش که حفظ امنیت، مبارزه قاطع با تروریزم، عدالت و برابری، رفع تبعیضات لسانی قومی و مذهبی و مجازات کردن عوامل نا امنی و گروگان گیری با شند و تا تحقق این خواسته ها از پای نایستند.
و در غیر این صورت خون شهدای گروگان در خاک ایران،شهدای فاریاب، بدخشان، قندوز، بلخ و... لگدمال شده و ارگ نشینان و حامیان اصلی طالبان به ریش مردم خواهند خندید.
بنابر این وظیفه مردم و نخبگان از فردا سنگین ترمی شود زیرا پیگیری خواسته ها و مطالبات مردم و حفظ آرمان شهداء و مبارزه با دغل کاری فریبکاران حرفه ای و مارهای هفت سر ارگ نشین وظیفه ای بس خطیری است که توان و پشتکار زیاد و خستگی ناپذیر می خواهد.

آیا نهضت امام حسین(ع) اصلاح طلبانه بود یا قدرت طلبانه؟

در این نوشتار می خواهم به دو پرسش در مورد نهضت عاشورا پاسخ بگویم
1. آیا امام حسین(ع) ناگزیز به قیام شد و راهی دیگر برای امام باقی نمانده بود؟ یعنی اگر یزید کار به کاری امام حسین(ع) نمی داشت و او را میان انتخاب شهادت و بیعت مجبور نمی‌کرد ایشان دست به قیام نمی زد؟
2. آیا امام حسین(ع) نظری به حکومت و به دست گرفتن قدرت داشت؟
از بررسی وتحلیل مؤلفه‌های مؤثر در نهضت عاشورا در می‌یابیم که سه عنصرمهم نقش کلیدی در شکل گیری این نهضت داشته است.
الف: دعوت مردم کوفه
ب: بیعت خواستن یزید
ج: اصلاح جامعه و مبارزه با انحرافات و کژی‌ها.
شاید برخی چنین پندارند که نهضت امام حسین(ع) نه یک نهضت آگاهانه، اصلاح طلبانه و هدفمند بلکه یک قیام جبری و انفعالی بود و واکنشی بود در مقابل بیعت خواستن یزید. بدین معنا که اگر بیعت خواستن و اجبار امام به انتخاب بیعت(ذلت) و شهادت نبود امام حسین(ع) دست به قیام نمی‌زد و در مقابل حکومت سکوت اختیار می‌کرد.
اما وقتی سخنان امام حسین(ع) در آغاز حرکت اورا بررسی می کنیم به این نتیجه می‌رسیم که این نهضت، هدفمند، آگاهانه و اصلاح طلبانه و اعتراضی بود به انحرافات و کژی هایی که بعد از وفات پیامبر گرامی اسلام رخ داده و جامعۀ اسلامی گرفتار آن شده بود. امام حسین(ع) در بدو حرکتش هدف خویش را به صراحت بیان داشته و می‌فرماید: . إنِّی‌ لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلاَبَطِرًا وَلاَمُفْسِدًا وَلاَظَالِمًا وَإنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْءصْلاَحِ فِی‌ أُمَّه جَدِّی‌ مُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ؛ أُرِیدُ أَنْ ءَامُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَی‌ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَأَسِیرَ بِسِیرَه جَدِّی‌ وَسِیرَه أَبِی‌ عَلِیِّ بْنِ أَبِی‌ طَالِبٍ علیه‌السلام. من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم قیام کردم. می‌خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل نمایم.
این سخن صریح امام حسین(ع) جای هیچ گونه تردیدی در آگاهانه و اصلاحی بودن نهضت وی باقی نمی‌گذارد به این معنا که بیعت خواستن و دعوت مردم کوفه تأثیری در اصل قیام نداشتند و فقط روند قیام را سرعت بخشید؛ حتی اگر مسأله بیعت خواستن و دعوت مردم کوفه هم نبود به دلیل اصلاح انحرافاتی که در جامعه اسلامی حکم فرما بود وقوع این قیام حتمی بود اما شاید در زمان و مکان دیگر. به این دلیل که امام حسین(ع) یزید را شایسته حکمرانی بر امت اسلام نمی دانستند چنانکه می‌فرمایند: علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید. وقتی که حاکم مثل یزید بر سر نوشت امت اسلامی مسلط می‌شود باید فاتحه اسلام را خواند. همچنین ایشان می‌فرمایند: ألا ترون أنّ الحقّ لایُعملُ به والباطلُ لا یتناهی عنه. مگر نمی بینید که به حق عمل و از باطل جلوگیری نمی‌شود؟ این سخنان بیانگر آگاهانه بودن و اصلاحی بودن نهضت عاشواراست و انفعالی بودن قیام عاشورا را رد می‌کند.
در پاسخ سوال دوم می‌توان گفت: هرچند که هدف نهضت عاشورا اصلاح طلبانه است و برای اقامه معروف و نهی از منکر صورت گرفته است و در بدو نظر چنین پنداشته می‌شود که امام نظری به حکومت نداشته است. اما با نگاه ژرف و دقیق و بررسی اقدامات امام قبل از حرکت به سوی کوفه می‌توان چنین نتیجه گرفت که امام حسین(ع) نظری به حکومت داشته است و به دست گرفتن قدرت و حکومت با هدف اصلی وی یعنی اصلاح جامعه و مبارزه با کژی ها و انحرافات منافاتی ندارد بلکه ابزار مهمی برای تحقق بخشیدن اهداف قیام است زیرا اگر حکومت به دست صالحان بیفتد اقامه معروف و نهی از منکر بهتر صورت می‌گیرد و اصلاح جامعه به مراتب آسان تر و کم هزینه تر خواهد بود. و حتی می‌توان گفت: زیبا ترین معروف حکومت صالحان و زشت ترین منکر حکومت فاسقان و ستمگران است.
دلیل ما بر این ادعا اقدامات امام برای فرستادن سفیر به شهرهای کوفه و بصره بیعت گرفتن از مردم کوفه است و بیعت گرفتن برای حکومت است نه صرفا قیام شهادت طلبانه؛ 
برخی از نویسندگان و تحلیل گران قیام عاشورا به دلیل شرایط حاکم بر جامعه آنروز و قدرت حکومت، معتقداند که امام حسین(ع) نظری به حکومت نداشته است زیرا به دست گرفتن حکومت را امری ناممکن می‌دانسته است. اما نظر بنده بر خلاف نظر آنهاست و معتقدم که امام نظری به حکومت داشت و بیعت گرفتن از مردم کوفه به همین دلیل صورت گرفته بود و اگر کوفیان به عهد خود پایبند می‌ماندند و امام را یاری می‌کردند پیروزی دور از دسترس نبود.
شهر کوفه در آن روزگار از موقعیت استراتیژیک نظامی و سیاسی بهره مند بود و تسخیر کوفه به معنای تسخیر کل عراق و حجاز بود و تسلط برکوفه تسلط بر گسترۀ وسیعی از سرزمین های اسلامی را درپی داشت چنانکه قیام مختار آن را ثابت ساخت با اینکه مختار ثقفی موقعیت سیاسی و اجتماعی امام حسین(ع) را نداشت. با توجه به موقعیت و جایگاه امام حسین(ع) در میان امت اسلامی، اگر کوفیان به عهد خویش پایبند می‌ماندند و امام را یاری می‌کردند احتمال پیروزی و به ثمر نشستن نهضت وجود داشت.

سه عیب بزرگ ما افغانستانی‌ها

بشر معمولا خالی از عیب نیست و مردمان همه جوامع انسانی عیوب مختلفی دارند و هیچ جامعه‌ای مبرّا از عیب و نقص نیست. در این نوشتار عیوبی که جامعه ما به آنها مبتلایند پرداخته می‌شود. افراد جامعه ما نیز مانند دیگر جوامع انسانی عیبها و ایراداتی دارند که پرداختن به همه آنها در این مقال نمی‌گنجد بنابراین بنده سه تا از عیوب عمده جامعه خویش را به نقد و بررسی گرفته ام و اینها عبارت اند از:

1.      متأسفانه احساسات مان بر عقل مان غالب است به همین دلیل است که همیشه موج سواران، فرصت طلبان، سوء استفاده گران و تاجران سیاسی بر موج احساسات ما سوار می‌شوند و هرطور خواست ازما سواری می‌گیرند و برای اهداف شخصی، باندی و یا جناحی خویش این طرف و آنطرف می‌کشانند و از احساسات پاک مان سوء استفاده می‌کنند و با گِل آلود نمودن آب به دنبال ماهی مراد شان می‌گردند.

ازهمین رواست که رهبران سیاسی ما بدون هیچ واهمه و ترسی هرکاری دلشان خواست می‌کنند چون رگ خواب مارا بلد اند و از چرخشهای 180 درجهای وناگهانی شان در موضع گیری‌های سیاسی هیچ پرسش و انتقادی نمی‌نماییم و حتی رفتارهای متناقض شان را توجیه نموده و برای شان سوت و کف می‌زنیم و هورا می‌کشیم.

2.      انصاف را رعایت نمی‌کنیم. متأسفانه در قضاوتها، داوری ها و برخورد با دوستان و رقیبان خود هیچگاهی انصاف را رعایت نمی‌کنیم. و تلاش می‌ورزیم تا با هروسیله‌ای چنگ بزنیم و با هرنوع دروغ، تهمت، افترا و نیرنگ رقیبان خود را ازصحنه سیاسی و حتی زندگی حذف نماییم. به افراد منتسب به جناح خویش ولو انسانهای خوبی نباشند بهترین القاب را هدیه کرده و تقدیش شان می‌کنیم و به افراد و شخصیت‌‌های جناح رقیب بد ترین و زشت‌ترین نسبت‌هارا روا می‌داریم و رکیک‌ترین فحشها و دشنام‌هارا نثار شان می‌کنیم و خود را هم مؤمن ومسلمان می‌دانیم!

3.      پرخاشگر و خشن هستیم. این خصلت شاید نشأت گرفته از جغرافیای طبیعی و کوهستانی کشورما و کم‌سوادی مردم و آسیب دیدگی از جنگها و خشونت‌های چند دهه گذشته باشد. به هر صورت نمی‌شود این همه خشونت و پرخاشگری را توجیه نمود.

خشونت‌های رفتاری از محاورات و بگو مگوهای کوچه و بازار و میان خانوادگی گرفته تا سطوح بالای سیاسی و فضای شبکه های مجازی و رسانه‌ای در مطبوعات و اینترنت گسترده است. فقط اگر به کامنتهای که در ذیل مطالب در فیسبوک، سایتها و وبلاگها نظر بیفکنیم متوجه می‌شویم که ما با چه ناهنجاریهای فاجعه باری مواجه هستیم و جامعه ما از نظر اخلاقی در چه سطح هشدار دهنده‎‌ای قرار دارد.

وجود این نقایص در جامعه ما و ظیفه نویسندگان متعهد، مسئول و واقع نگر را بسیار سنگین می‌سازد و همت بلند می‌طلبد تا با این پدیده‌ها و ناهنجاریها مبارزه مستمر و همه جانبه داشته باشند. در قدم اول با تمرین و ممارست این خصلتها را از خود دور سازیم و تساهل و مدارا پیشه خود سازیم و در قدم دوم برای رفع این عیب‌ها و نقایص از جامعه خود بکوشیم و برای یک کار فرهنگی دراز مدت و ثمر بخش برنامه ریزی نماییم. به امید آن روز.

احیای خراسان تنها راه حل منازعات قومی و شکل گیری هویت و وفاق ملی

افغانستان کشوری است که اقوام گوناگون با مذاهب مختلف و زبانهای متفاوت در آن زندگی می‌کند و این تنوع بعضا باعث اختلافات قومی و زبانی گردیده و منجر به بروز بحرانهای کلان سیاسی و اجتماعی در کشور می‌شود. به همین دلیل است که کشور ما حد اقل در طول 250 سال اخیر از ثبات سیاسی لازم برخوردار نبوده و همیشه در بحران و نا امنی به سر برده است.

خراسان

وجود بحرانهای پیاپی و عدم ثبات سیاسی باعث فقر، عقب ماندگی و بی سوادی مردم و ساکنان با استعداد و زحمت کش این سرزمین گشته و با وجود سابقه تاریخی درخشان و پر افتخار به فقیر ترین و عقب مانده ترین کشور آسیایی تبدیل گردد. از این رو باید عوامل بحران زا در کشور را شناسایی نموده و در صدد رفع آن برآییم.

یکی از مهم ترین عوامل بحران و اختلاف و عدم شکل گیری وفاق و وحدت ملی در کشور مسأله هویت تحمیلی"افغان" بر همه اقوام و ملیت های ساکن در این کشور کثیر الملیت است. هویت تحمیلی باعث می‌شود که اقوام غیر پشتون مثل تاجیکها، هزاره‌ها، ازبک‌ها، ترکمنها، بلوچها و ... در مقابل آن واکنش منفی نشان داده و با آن احساس بیگانگی نموده و از پذیرش آن سر باز زند و از طرفی دیگر حاکمان و دولت مردان که غالبا از یک قوم خاص بوده بر تحمیل این هویت بر همه اقوام اصرار نماید. این اصرار و انکار موجب جدایی بین دولت و ملت گشته در نتیجه منجر به بروز بحران و تنازع قومی و لسانی در کشور می‌شود.

از این رو برای ایجاد همدلی و وفاق ملی و شکل گیری هویت ملی همه پذیر که همه اقوام را در بر بگیرد و همه ملیتها با رضایت کامل آن را بپذیرد باید در پی یافتن هویت فراگیر و همه پذیر باشیم. و این هویت فراگیر هویت "خراسانی" است که در انحصار هیچ قوم وقبیله‌ای نیست و همه ملیتهای ساکن در این سرزمین را در آغوش می‌گیرد. و همه‌ی اقوام با افتخار آن را می‌پذیرد و خود را در سرنوشت کشور شریک دانسته و مسئول می‌داند. و شکاف بین دولت و ملت و همچنین شکاف بین اقوام مختلف از بین می‌رود.

جایگزینی هویت خراسانی به جای هویت افغان مستلزم تغییر نام کشور به نام تاریخی و پر افتخار آن یعنی خراسان است که می‌شود بدون کدام کشمکش و منازعه با برگزاری یک رفراندوم مسالمت آمیز آن را در معرض رأی مردم این کشور گذاشت و با پذیرش رأی و نظر مردم نقطه پایانی بر منازعات طولانی و دوام دار گذاشت. وبا این گام شرافتمندانه ودور اندیشانه، راه همبستگی ملی ملت سازی وراه رشد مستقل دولت ملی "خراسان" را در آینده و برای همیشه روشن و هموار خواهد ساخت. و موجب همبستگی ملی و حفظ استقلال، تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور خواهد شد. و دیگر لازم نخواهد بود که نمایندگان پارلمان ماهها بر سر گنجاندن یا نگنجاندن فلان هویت در تذکره تابعیت به جر و بحث و منازعه بپردازند و وحدت ملی را خدشه دار نمایند.

فهرست مقدماتی نامزدان ریاست جمهوری افغانستان اعلام شد

یوسف نورستانی رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان اعلام کرد که از مجموع کسانی که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده بودند، صلاحیت ده نفر از سوی این کمیسیون تائید شده است.

آقای نورستانی در یک کنفرانس خبری گفت صلاحیت افراد (نامزدان) براساس قانون انتخابات افغانستان بررسی شده و علاوه بر آن در مورد تابعیت افراد از وزارت امور خارجه افغانستان اطلاعات لازم را بدست آوردیم."

رئیس کمیسیون انتخابات، افغانستان افزود کسانی که صلاحیت شان تائید نشده می توانند با مراجعه به کمیسیون بررسی شکایت های انتخاباتی، مساله را پیگیری کنند.

کسانی که در فهرست ابتدایی تائید شده اند به این شرح اند:

  • عبدالرب رسول سیاف، از رهبران جهادی و نماینده پیشین مجلس.
  • اشرف غنی احمدزی، مسئول پیشین برنامه انتقال مسئولیت ها از ناتو به نیروهای افغان.
  • عبدالله عبدالله، وزیر خارجه اسبق و رهبر ائتلاف ملی.
  • عبدالرحیم وردک، وزیر دفاع پیشین.
  • هدایت امین ارسلا، مشاور ارشد پیشین حامد کرزی.
  • زلمی رسول،وزیر پیشین خارجه
  • قطب الدین هلال، رئیس پیشین کمیته سیاسی حزب اسلامی به رهبری گلبدالدین حکمتیار.
  • قیوم کرزی، برادر رئیس جمهور کرزی
  • گل آقا شیرزوی والی پیشین ننگرهار
  • و سردار نادر نعیم، نوه برادر سردار داوود خان.
  • بر اساس این فهرست، شانزده تن از کسانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده بودند، از فهرست نهایی حذف شدند. این فهرست قرار بود روز شنبه اعلام شود اما کمیسیون مستقل انتخابات در پایان روز شنبه اعلام کرد که برای اعلام فهرست ابتدایی نامزدان آماده نیست.

    نور محمد نور، سخنگوی کمیسیون انتخابات گفت، آنها از وزارت خارجه افغانستان در مورد تابعیت کسانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده بودند، معلومات خواسته بودند وزارت خارجه این معلومات را دیرهنگام در اختیار آنها قرار داده است.

    بر اساس قانون اساسی افغانستان کسی که تابعیت دوگانه داشته باشد، نمی تواند خود را بعنوان رئیس جمهوری یا معاون او نامزد کند.

    بر اساس قانون افغانستان، پس از اعلام فهرست ابتدایی، نوبت به بررسی کمیسیون شکایات می‌رسد و اگر کسی علیه یکی از نامزدان و یا معاونان او شکایت داشته باشد، توسط این کمیسیون بررسی می‌شود.

    پس از پایان این بررسی ها، فهرست نهایی نامزدان منتشر و زمان دوماهه مبارزات انتخاباتی رسما آغاز می شود.

  • فهرست نامزدان رد صلاحیت شده

    • انورالحق احدی
    • سید اسحق گیلانی
    • عزیزالله لودین
    • فضل کریم نجیمی
    • خدیجه غزنوی
    • بسم الله شیر
    • سرور احمد‌‌زی
    • حمید‌الله قادری
    • داوود سطان‌زوی
    • حشمت‌غنی احمدزی
    • نادرشاه احمد‌زی
    • دکتر فاروق اعظم
    • سلمان علی دوست‌زاده
    • عبد الهادی دبیر
    • داور احمد نادی
    • نور الرحمان لیوال
  • * دل آقا کوهدامنی، یکی دیگر از نامزدان چند هفته قبل به دلیل کمبود اسناد کافی رد صلاحیت شده بود.

     

در مصر چه میگذرد؟

آیا سر نگونی مرسی نقطه پایانی بر دموکراسی نوپای مصر و خاورمیانه خواهد بود و آیا بهار عربی به خزان مبدل خواهد گشت؟
این ها پرسشهایی است که صاحب نظران، تحلیل گران و آگاهان امور را به فکر فرو برده اند. واقعیت این است که از اول هم بهاری درکار نبود و شورشهای مردمی فقط خزان دیکتاتور ها را نوید می داد. اما اینکه پس از خزان زمستانی سرد در پیش است یا بهاری ملایم؟ باید بازهم به انتظار بنشی...
نیم.
مردم مصر که از دیکتاتوری مبارک به ستوه آمده بودند به امید فردای بهتر و زندگی در سایه یک حکومت دموکراتیک و پایبند به قواعد دموکراسی و آرای مردم دست به قیام زدند و مبارک را از اریکه قدرت به زیر کشاند اما با مبارک دیگر رو برو شدند مستبد تر و کم تجربه تر که زنجیر استبداد با رنگ و لعاب دین برای دربند کشیدن مردم در دست دارد.
با به قدرت رسیدن مرسی فضای تنفس کم کم تنگ تر شد و اختلافات مذهبی در کنار گرانی و تورم سرسام آور رو به اوج نهاد تا زمینه سقوط دیکتاتور تازه به دوران رسیده را فراهم نماید. و چنین شد.
اما سقوط مرسی پایان دموکراسی در مصر نخواهد بود زیرا با سقوط مرسی سلفی ها و گروهای بی منطق و خوارج صفت تکفیری که بزرگترین خطر و دشمن دموکراسی است تضعیف خواهند شد و این یک نوید خوب برای دموکراسی در مصر و خاور میانه خواهد بود.

انگلیس و پاکستان به دنبال دیورند دیگر!

چند سالی است که طرح واگذاری ولایات جنوبی افغانستان به طالبان در رسانه های جمعی مطرح گشته و گاهگاهی صفحات روزنامه ها و سایتهای انترنیتی را به خود اختصاص می دهد. و می خواهد که زمینه ذهنی و روانی چنین طرحی را در افکار عمومی مردم افغانستان آماده نماید. و واکنش افکار عمومی و رسانه های جمعی را نسبت به این مسأله محک بزند.
اما با نزدیک شدن به سال 2014 میلادی و زمان خ...
روج نیروهای غربی و تشدید حملات طالبان به مراکز دولتی و... و بن بست در حل مناقشه و بحران طویل المدت افغانستان و ضعف و سستی دولت کرزی و سردرگمی در قبال سازش با طالبان و از سویی باز شدن دفتر طالبان در قطر با نام و پرچم امارات اسلامی این مسأله رنگ جدی تر بخود گرفته و حامیان این طرح بی پرده و آشکارا از چنین طرح شومی پرده بر می دارد.
پاکستان که از تسلط کامل بر افغانستان نا امید گشته این بار با ارئه این طرح می خواهد حد اقل در بخشهای جنوبی افغانستان حضور داشته باشد و سیاستهای شوم خود در قبال مردم افغانستان را از اینجا دنبال نماید و برای خود عمق استراتیژیک فراهم نماید.
پاکستان با ارائه این طرح چند هدف را دنبال نماید.
1. نفوذ خود در افغانستان را حفظ کرده و از آن به عنوان اهرم فشار علیه دولت مرکزی افغانستان استفاده نماید و از دولت مردان کابل باج بگیرد.
2. دولت افغانستان خط دیورند را به کلی فراموش نموده و به فکر حفظ باقیمانده خاک افغانستان باشد تا آن را هم پاکستان از چنگ دولت ضعیف کابل در نیاورد.
3. در صورت لزوم و مساعد بودن شرایط منطقوی و بین المللی بقیه خاک افغانستان را هم اشغال نموده و حکومت دست نشانده خود را در افغانستان به قدرت برساند.
4. از خطر تجزیه پاکستان هم جلو گیری نماید.

مشروح مصاحبه مدیر وبلاگ با خبر گزاری آواپرس در باره حادثه یازدهم سبتامبر

همانطور که در جریان هستید پس از حمله به برج های دوقلوی نیویورک آمریکا، نیروهای ناتو با اهدافی از جمله مبارزه با شبکه های تروریستی القاعده، نابودی طالبان و از بین بردن تولید مواد مخدر و تامین امنیت که در سایه آن بتوانند توسعه و ثبات را برای افغانستان به ارمغان آورند، وارد افغانستان شدند، اما امروز با گذشت 11 سال نه تنها امنیت و آرامش مطلوب در افغانستان برقرار نشده، بلکه بر شدت مشکلات مذکور افزوده شده است،

1-      به نظر شما آمریکا تا چه میزان در عملی کردن این شعار ها در افغانستان صادق بوده است؟

ج: مسلم است که امنیت افغانستان اولویت اول امریکا نیست بلکه اولویت درجه چندم امریکا است. آنچه که برای دولت مردان امریکا اهمیت دارد امنیت امریکا و شهروندان امریکایی است. حضور امریکا در افغانستان هم قبل از اینکه برای تأمین امنیت مردم افغانستان باشد برای تأمین امنیت مردم امریکا است. زیرا افغانستان به خانه امن گروههای تروریستی و القاعده تبدیل شده بود و عملیاتهای خرابکاری و تروریستی را از اینجا برنامه ریزی و هدایت میکرد و انفجار راز آلود برجهای دوقلوی نیویورک سیاست مداران و نظامیان امریکایی را مصمم ساخت که برای تأمین امنیت شهروندان امریکایی در افغانستان حضور یابند.

2-      به نظر شما مهره افغانستان در شطرنج سیاسی آمریکا هنوز هم همان اهمیت 11 سال پیش را دارد؟

  ج: بلی افغانستان به دلیل موقعیت خاص سوق الجیشی خود اهمیت زیادی برای امریکا دارد. بعد از اینکه امریکاییها پایگاه خود در ایران را از دست داد به دنبال یافتن یک پایگاه مطمئن دیگر در منطقه بود افغانستان از این جهت مناسب ترین گزینه برای امریکا بوده و هست مبارزه با تروریزم هدف کوتاه مدت امریکا است و اهداف بلند مدت آنها حضور در منطقه و زیر نظر داشتن کشورهای آسیای میانه، روسیه، چین و ایران است. لذاست که افغانستان اهمیت 11 سال پیش خود را دارد و امریکایی ها هم آمده است که بماند و به این زودی ها قصد خروج کامل از افغانستان را ندارد و حضور درازمدت خود را در قالب پیمان استراتیژیک در افغانستان حفظ خواهد نمود.

3-      به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، افغانستان در طی 11 سال گذشته در حاشیه برنامه اجرایی آمریکا و غرب بوده است، شما چند درصد با این ایده موافق یا مخالف هستید؟

ج: بنده با این نظر موافق نیستم اما این نکته را باید یاد آوری کنیم که امریکا و ناتو بسیار با عجله و بدون داشتن برنامه مدون  دراز مدت برای بعد از سرنگونی دولت نام نهاد طالبان وارد افغانستان شدند. لذاست که آنها بعد از سرنگونی حکومت طالبان و روی کار آمدن دولت های موقت و انتقالی و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به دلیل نداشتن استراتیژی مشخص و مدون دچار نوعی سردرگمی شدند. سرنگونی حکومت طالبان برای امریکا و ناتو کار بسیار راحتی بود اما برقراری ثبات و امنیت پایدار برای افغانستان، دولت سازی، برقراری دموکراسی و مبارزه باکشت و قاچاق مواد مخدر آنهم در افغانستان که سالها جنگ و خون ریزی را تجربه کرده بود کار آسانی نبوده و نیست و به یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده دراز مدت نیازمند است و این چیزی است که امریکا و متحدانش را سردرگم ساخته است. این به معنای در حاشیه بودن افغانستان نیست.

4-      حادثه یازدهم سبتامپر تاثیرات فراوانی بر سیاست خارجی آمریکا بر جای گذاشت و جنگ های افغانستان و عراق را ناشی از تاثیرات همین رویداد می دانند، اکنون دوران نو محافظه کاران بسر آمده و سه سال و اندی از ریاست جمهوری اوباما می گذرد. یازدهم سپتامبر در شرایط فعلی چه تاثیراتی را بر سیاست خارجی اوباما بر جای گذاشته است؟

ج: بر خلاف کشورهای جهان سوم که آمدن و رفتن دولتها در سیاستگذاری های آنها تأثیر گذار است در کشورهای توسعه یافته بویژه امریکا این مسأله چندان اهمیت ندارد سیاست خارجی امریکا براساس سیاستگذاریهای استراتیژیک و بلند مدت شکل میگیرد و مقطعی و کوتاه مدت نیست که با به قدرت رسیدن حزب دیگر و رویکار آمدن شخص دیگر تغییر کلی پیدا نماید اگر تغییراتی هم در سیاست خارجی اینها پیش بیاید بسیار جزئی خواهد بود. دولتها مجری و تابع سیاستهای کلی و درازمدت نظام حاکم است و حضور در افغانستان نیز در راستای همین سیاستهاست حادثه یازدهم سپتامبر فقط زمینه حضور امریکا در افغانستان را تسریع نمود و الا این مسأله در پلان کاری کاخ سفید وجود داشته است. و حتی شکل گیری طالبان و به قدرت رسیدن آنها در افغانستان، تفسیر خشک و سختگیرانه از اسلام بدرفتاری با مردم افغانستان به نام دین را می شود در راستایی همین سیاست تفسیر نمود.

 http://www.avapress.com/vdcjhxex.uqeoizsffu.html

متن کامل پیمان استراتیژیک افغانستان و ایالات متحده امریکا

توافقنامه استراتژیک میان افغانستان و آمریکا با حضور باراک اوبا در کاخ ریاست جمهوری افغانستان در کابل به امضا رسید که شامل هشت بخش است.

متن کامل توافقنامه استراتژیک میان آمریکا و افغانستان که ساعت 12 شب گذشته به وقت افغانستان در کاخ ریاست جمهوری با حضور باراک اوباما و حامد کرزی به امضا رسید به شرح زیر است:

موافقتنامه همکاری‌های درازمدت استراتژیک میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده آمریکا

بخش اول: دیباچه

دولت جمهوری اسلامی افغانستان (از این پس افغانستان) و دولت ایالات متحده آمریکا (از این پس ایالات متحده) از سال 2001 (1380 هجری شمسی) بدین وسیله در همکاری نزدیک به منظور دفع تهدید‌های متوجه صلح و امنیت جهانی و به هدف کمک به مردم افغانستان برای تامین آینده با امن، دموکراتیک و شکوفا، قرار داشته‌اند که حاصل آن امروز قرار گرفتن افغانستان در مسیر خودکفایی پایدار در امنیت، حکومت داری و توسعه اجتماعی و اقتصادی، و همکاری سازنده در سطح منطقه می‌باشد.

ادامه نوشته

مصاحبه خبرگزاری صدای افغان با مدیر وبلاگ به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران

حجت الاسلام و المسلمین احسانی

 نفوذ کلام، اراده آهنین، توکل به خدا، ایمان به پیروزی و عشق به مردم از امام خمینی یک شخصیت ممتاز و یک رهبر بی نظیر ساخته بود

منبع : خبرگزاری صدای افغان(آوا) - مشهدمقدس سرویس سیاسی

اراده‏ ی آهنین و رهبری واحد امام خمینی(ره)، رمز پیروزی انقلاب اسلامی ایران است

مبارزه با استبداد داخلی و استیلای خارجی، آزادی خواهی، عدالت طلبی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، وجوه مشترک انقلاب های عربی و انقلاب اسلامی ایران می‌باشد
     

ادامه نوشته

رقص اعراب با ساز اسرائیل!

بررسی مواضع دوگانه اتحادیه عرب در قبال تحولات بحرین و سوریه.

سال 2011میلادی برای جهان عرب سال پرتلاطم و همراه با خیزش­های مردمی در برابر حکومتهای مستبد و خودکامه این کشورها بود. و زلزله و سونامی شدید سیاسی را در کشورهای عربی بوجود آورد به نحوی که پایه‌های لرزان و پوسیده‌ی این حکومتهارا به شدت متزلزل کرده و آسیب جدی رساند و برخی از آنهارا از اریکه قدرت به زیر کشاند.

 

ادامه نوشته

مشروح مصاحبه خبرگزاری آواپرس با مدیر وبلاگ در باره حوادث اخیر

س: همانطور که می دانید در روزهای اخیر حملات انتحاری در افغانستان به طور چشمگیری افزایش یافته است، به نظر شما چه افراد و یا گروهی مسبب این حملات می باشند؟

جواب: عاملان مباشر حملات انتحاری در افغانستان طالبان و القاعده و سایر گروههای تکفیری تحت حمایت کشورهای پاکستان و عربستان است که با ترویج افراط گرایی دست به این گونه حملات می زنند. اما عوامل پشت پرده و اصلی حملات انتحاری و تروریستی استخبارات برخی از کشورهای همسایه است که از تروریسم به عنوان ابزار فشار علیه کشورهای منطقه استفاده می­کنند.

ادامه نوشته

خاور میانه جدید مولود بیداری اسلامی

منبع : خبرگزاری صدای افغان(آوا)

در بحبوحه جنگ33 روزه رژیم غاصب اسرائیل علیه حزب الله لبنان در سال 2005 میلادی خانم کاندوليزا رایس وزیر خارجه سابق امریکا رنجها و مصائب مردم لبنان را نتیجه درد زایمان برای تولد خاورمیانه جدید خواند و گفت: اين درد زايمانِ تولد خاورميانه جديد است. البته خاورمیانه‏ای جدید با محوریت رژیم صهیونیستی و امریکا و همراهی رژیمهای وابسته، مرتجع و دیکتاتور عربی با امریکا و رژیم صهیونیستی برای سرکوب مقاومت اسلامی (حزب الله و حماس) و تأمین امنیت اسرائیل و منافع امریکا در خاورمیانه، مراد خانم رایس از خاورمیانه جدید بود.

 

ادامه نوشته

بایدها و نبایدهای پیمان استراتیژیک میان امریکا و افغانستان

بایدها و نبایدهای پیمان استراتیژیک میان امریکا و افغانستان

مدتی است که بحث پیمان استراتیژیک میان امریکا و افغانستان در مطبوعات و رسانه­های جمعی کشور مطرح بوده و موافقان و مخالفانی نیز داشته است. عده­ای بر این باور اند که حضور امریکا در طول ده سال گذشته هیچ گونه دستاورد مثبتی در راستای صلح وامنیت در افغانستان نداشته، بلکه نا امنی‌ها در کشور بیشتر شده است؛ بنابراين امضای پیمان استراتژیک میان افغانستان و امریکا به هیچ وجه در راستای منافع ملی مردم افغانستان نیست به همین لحاظ، حضور دائمی امریکا در افغانستان، به معنی تداوم و گسترش جنگ در افغانستان خواهد بود.

عده ای از مردم افغانستان که خروج نیروهای شوروی و سقوط دولت داکتر نجیب الله و خاطرات تلخ و درد آور دهه هفتاد خورشیدی را به یاد دارند بر این باوراند که خارج شدن امریکایی‌ها از افغانستان به شعله ورشدن جنگهای خونین داخلی انجامیده و به دخالت گسترده کشور های همسایه در امورداخلی افغانستان و تسلط دوباره تروريستان بركشور خواهد انجاميد.

ادامه نوشته

پرچمداران پیشتاز تشیع در دام فاشیسم

این ادعای شریعتی که هزاره ها سنت را در نوردیده و در حال گذار از سنت به مدرنیته است سخنی به گزاف است زیرا قبیلیه گرایی کاملا با مدرنیسم در تضاد است. مدرنیسم مؤلفه ها و اقتضائاتی دارد که جامعه هزاره و در کل جامعه افغانی فاقد آن است. از مهمترین مؤلفه های مدرنیسم واقعگرایی و خرد گرایی است که از لازمه‌ی آن نقد پذیری است در حالی که هیچگونه نقدی ولو مشفقانه و منصافه در جامعه هزاره پذیرفتنی نیست و هرگونه نقد با برخورد غیر منطقی و هوچیگری رسانه‌ای رو برو می‌شود و ناقد آماج رکیک ترین دشنام ها و فحش ها قرار می‌گیرد.

سید میرزاحسین احسانی

الَّذِینَ یَستَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسنَهُ أُولَئک الَّذِینَ هَدَا‏همُ اللَّهُ وَ أُولَئک هُمْ أُولُوا الأَلْبَبِ(الزمر:۱۸)

همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.

-----------------------------------------------
مقدمه

اگر تاریخ تشیع در خراسان و افغانستان کنونی را مطالعه نماییم به روشنی در می یابیم که هزاره ها نخستین پرچمداران تشیع در خراسان زمین است و مردم هزاره در زمان خلافت علی(ع): به دعوت آن حضرت بدون جنگ و خونریزی به دین مبین اسلام گرویده اند و مذهب شیعه را برگزیده اند و در این راه جانفشانی ها کرده اند و زجرها، مصیبتها و مشقتهای فراوانی را متحمل گشته اند. هزاره ها مفتخرند که در زمان حکومت بنی امیه و در روزگاری که سب علی(ع) از طرف حکومت بنی امیه اجباری شده بود و یک وظیفه دینی تلقی می گردید تنها مردمی است که علی(ع) را سب نکرده اند و هزاره جات تنها نقطه ای از جهان اسلام است که این جسارت و گستاخی در حق اهلبیت بویژه حضرت علی(ع) در آنجا انجام نشده است و به دلیل سرپیچی از دستور حکومت مالیات مضاعف پرداخت کرده اند.
هزاره ها در طول تاریخ همواره پیرو مذهب تشیع و دوستداران اهلبیت و ارادتمند به سادات به دلیل انتساب به پیامبر بوده اند و این ارادت و احترام به سادات نشأت گرفته از ایمان عمیق به دین اسلام و عشق به اهلبیت و اعتقاد به مکتب شیعه بوده است نه چیز دیگر، نه سادات برتری طلب بوده و نه به اجبار مردم را وادار به احترام و بوسیدن دست نموده است. سادات هزاره نیز در کنار برداران و همکیشان هزاره‌ی خود پا به پا در همه سختی ها نا ملایمت ها نا برابری ها در کنار آنها ایستاده اند و در غم و شادی شریک شان بوده است و خود را برتر از هزاره ها و تافته ای جدا بافته نمی‌دانسته و نمی‌داند. سادات همواره در مبارزه با ستمها و نا برابری ها و رفع تبعیض های ناروای زبانی، قومی و مذهبی پیشگام و در خط مقدم جبهه‌ی عدالت طلبی قرار داشته اند این همراهی و همگامی در طول تاریخ پر فراز و نشیب افغانستان تداوم یافته است.
اما در قرن حاضر و پس از ظهور مکتب کمونیسم و قدرت گرفتن کمونیستها در شوروی و چین و مطرح نمودن شعارهای جذاب و دلنشین برادری و برابری تحصیل کردگان و دانش آموختگان هزاره که از نابرابریها و تبعیضات ناروا به ستوه آمده بودند تنها راه نجات از محرومیتها و خلاصی از تبعیضات را در جدایی از دین و گرویدن به مکاتب الحادی سوسیالیسم و کمونیسم می‌دانستند. در دهه ۴۰ خورشیدی که فضای سیاسی افغانستان کمی آزاد تر شده و زمینه فعالیتهای سیاسی و تشکیل احزاب فراهم گردید بسیاری از تحصیل کردگان و دانشگاهیان هزاره به احزاب کمونیستی خلق، پرچم شعله جاوید و ستم ملی و… پیوستند. اینها که یکی از مهم ترین عامل محرومیتها و نابرابری هارا در دین می دانستند زیرا اگر تاجیکها و ازبکها تنها از تبعیض قومی رنج می‌بردند بر هزاره ها تبعیض مضاعف اعمال می‌گردید هم تبعیض نژادی و هم تبعیض مذهبی؛ لذا برای رفع تبعیض و بر قراری مساوات تصمیم به مبارزه با دین و مذهب گرفتند و برای مبارزه با مذهب ابتدا باید نمادهای مذهبی و مراجع مذهبی مردم را هدف قرار می‌دادند به همین دلیل اینها که سادات را مهمترین نماد مذهب و مدافعان خط مقدم دین می دانستند مورد هجمه قرار دادند تا با حذف سادات اولین سنگر دین داری را فتح نماید.
اما با وقوع کودتای ۷ ثور در سال ۱۳۵۷ و شورش مردم علیه حکومت و در پی آن اشغال کشور توسط ارتش اتحاد جماهیر شوروی و آغاز جهاد مسلحانه علیه اشغالگران و حکومت کمونیستی و از سویی پیروزی انقلای اسلامی ایران برهبری امام خمینی(رض) موج اسلام خواهی براه افتاد که هرگونه زمینه برای تبلیغات ضد دینی گروهای موسوم به چپ، مارکسیست ها و مائویست ها را از بین برد بگونه‌ای که آنها تا سال ۱۳۷۱ و سقوط حکومت داکتر نجیب الله جرأت ابراز وجود و عرض اندام نداشتند. اما با سقوط دولت کابل به دست مجاهدین و ورود مجاهدین بویژه ورود حزب وحدت به شهر کابل کمونیست های هزاره اعم از لنینست ها و مائویست ها دور آقای مزاری جمع شدند و زمینه برای عرض اندام و ابراز وجود آنها فراهم گردید. ائتلاف کمونیستهای خلقی، پرچمی و شعله‌ی این بار با مطرح نمودن مسائل قومی و دامن زدن به اختلافات نژادی سادات را هدف حملات زبانی و رسانه‌ای قرار دادند و آقای مزاری نیز به دلی بهره برداری سیاسی آنها را مورد حمایت قرار داد.


تأملاتی بر نوشته های حفیظ الله شریعتی

محور نوشته های حفیظ الله شریعتی را چند چیز تشکلی می‌دهد که بطور خلاصه طرح و نقد می‌شود.

تضاد سنت و مدرنیسم
ایشان ریشه و علت اصلی ضدیت با سادات را تضاد سنت و مدرنیته می‌داند که سادات به عنوان حافظان سنت به گذشته چسپیده اند و هزاره ها سنت را در نوردیده و به مدرنیته رسیده اند و این باعث تضاد جامعه مدرن هزاره و جامعه سنتی سادات شده است! اما واقعیت ها عینی غیر از این است و چیز دیگری را نشان می‌دهد و اگر منصفانه پیشینه و روند سادات ستیزی را بر رسی نماییم در می‌یابیم که علت اصلی ضدیت با سادات در سه چیز نهفته است و سه گروه با سه دلیل ضدیت با سادات را شروع نموده و در دشمنی با سادات همنوا شدند.

الف: مسائل دینی
گروه اول کمونیستها: ائتلاف کمونیستها به دلیل دشمنی با دین و با هدف دین زدایی سادات را مورد هجمه قرار دادند؛ اینها که سادات را خط مقدم جبهه دین داران و سد محکمی در راه اهداف خود می‌دانستند سیاست فتح سنگر به سنگر را در پیش گرفتند و ابتدا کمر به حذف سادات از عرصه سیاسی و مذهبی گرفتند و با طرح اتهامات واهی، دروغ پردازی و لجن پراکنی علیه شخصیتهای مهم سادات به ترور شخصیتی آنها پرداخته و در پی حذف آنها از صحنه سیاسی برآمدند. تا پس از بدنام کردن و خانه نشین کردن سادات به جان روحانیت افتاده و اقدام به حذف روحانیت بعنوان دومین نهاد ودین و پاسداران سنگر دین نمایند.
ب: مسائل سیاسی
گروه دوم نصریها: نصریها و اطرافیان آقای مزاری به دلیل مسائل سیاسی و حذف رقیب از عرصه رقابتهای سیاسی به ضدیت با سادات پرداختند تا با مطرح نمودن مسائل قومی و شعار های قوم گرایانه خواستند هم توجه مردم را بخود جلب نموده و هم رقبای سیاسی را از میدان خارج نمایند. نصریها که به دلیل شعله ور نمودن جنگهای داخلی و کشتار مردم بی گناه، در بین مردم هزاره منفور شده بود و مرحوم مزاری نیز به دلیل کم سوادی و ضعف شخصیتی و اشتباهات اسفبار سیاسی جایگاه خود را در میان شورای مرکزی حزب وحدت از دست داده بود و اکثریت شورای مرکزی که چهره های شاخص سادات هم در میان آنها بود حول محور استاد محمد اکبری گرد آمدند تا از خود محوریها و تکروی های وی جلو گیری نموده و مردم غرب کابل بیش از پیش قربانی شهرت طلبی و اشتباهات فاحش سیاسی و روحیه جنگ طلبانه وی نشوند چاره ای جز مطرح کردن شعار هزاره گرایی نداشتند چون شعار پیروی از ولایت فقیه آنها کاربرد خود را از دست داده بود رنگ عوض نموده و این بار با شعار قوم گرایی بر موج احساسات مردم سوار شدند و به دشمنی با سادات و اقوام شیعی دیگر بیاتها و قزلباش ها پرداختند.

ج: عقده ها و حقارتهای تاریخی
گروه سوم کسانی اند که از بحران هویت رنج می‌برند و محرومیتها و حقارت های تاریخی آنهارا عقده‌ای ساخته اند برای تخلیه عقدهای درونیئ خود دیوار کوتاه تر از سادات پیدا نکردند. اینها وقتی دیدند توان رقابت با تاجیکها را ندارند و به پشتونها که عامل اصلی محرومیت هزاره ها هستند زور شان نمی رسند دم دست ترین و آسان ترین حریف را سادات هزاره یافتند تا با دشمنی و ضدیت با سادات عقده های انباشته شده خود را تخلیه نمایند. و بدین ترتیب ضدیت با سادات ربطی به سنت و مدرنیته و تضاد سنت و مدرنیسم ندارد.


مدرنیسم یا نئونازیسم
همانگونه که بررسی نمودیم سادات ستیزی ربطی به تقابل سنت و مدرنیسم ندارد اینکه آقای شریعتی ادعا نموده است که هزاره ها سنت را در نوردیده و در حال گذار از سنت به مدرنیته است سخنی به گزاف است زیرا قبیلیه گرایی کاملا با مدرنیسم در تضاد است. مدرنیسم مؤلفه ها و اقتضائاتی دارد که جامعه هزاره و در کل جامعه افغانی فاقد آن است. از مهمترین مؤلفه های مدرنیسم واقعگرایی و خرد گرایی است که از لازمه‌ی آن نقد پذیری است در حالی که هیچگونه نقدی ولو مشفقانه و منصافه در جامعه هزاره پذیرفتنی نیست و هرگونه نقد با برخورد غیر منطقی و هوچیگری رسانه‌ای رو برو می‌شود و ناقد آماج رکیک ترین دشنام ها و فحش ها قرار می‌گیرد. بویژه نقد عملکرد مرحوم مزاری چراغ قرمزی است که رد شدن از آن خطر مرگ را به همراه دارد.
آقای شریعتی از طرفی می‌گوید همه جایز الخطا است و هیچ کس عاری از اشتباه نیست و از طرف دیگر هیچگونه نقدی را بر نمی‌تابد انگار در جامعه هزاره هیچ کس قابل نقد نیست همه خوبند هیچ کس خطای مرتکب نشده و اشتباهی نداشته است، این جاست که با پارادوکس شعار و عمل مواجه می‌شود وقتی عیار شعار با معیار عمل سنجیده شود صداقت و یا ریاکاری نویسنده روشن می‌شود و تو خالی بودن و مزورانه بودن شعار قرضی مخالف معاند پنداشته نمی‌شود و زنده باد مخالف! نمایان می‌گردد.
آیا قبیله گرایی افراطی و ضدیت با سادات، قزلباش، بیات و اقوام شیعی غیر هزاره فقط به جرم اینکه هزاره نیستند و گروه خونی شان با هزاره ها فرق دارد از لوازم مدرنیته است؟
آیا سد کردن راه هرگونه انتقاد از عملکرد رهبران و شخصیتهای علمی و سیاسی هزاره از لوازم مدرنیسم است؟
یا اینکه دین ستیزی و ترویج سکولاریزم از مؤلفه های مدرنیسم است؟
بهشت مدرنیسم میوه های زیادی دارد شما چرا از میان آن میوه ها فقط به میوه ممنوعه و دین ستیزی و هنجار شکنی اجتماعی چسپیده اید و از میوه های دیگر آن بهره نمی‌برید؟
آیا حذف نمودن پسوند مبارک «الله» از اسم خود و گذاشتن «بودا» بجای الله آنهم توسط کسی سالها در حوزه علمیه بوده و از امکانات حوزه استفاده برده است دلیلی جز انحراف، اسلام ستیزی و نژاد پرستی افراطی دارد؟ بماند که بودا هم هندی و آریایی بوده است و افتخار به بودا هم داروی شفابخش برای درمان عقده های حقارت و بحران هویت نخواهد بود.
با کمال تأسف باید گفت آنچه که جامعه هزاره بسوی آن گام نهاده است نه مدرنیسم که نئونازیسم افراطی و جهالت مدرن است که اگر مهار نشود خطرات زیادی را به دنبال دارد و این مسیر به بهشت مدرنیته منتهی نخواهد شد و فرجام آن برهوت خواهد بود.


زمستان سیادت طلبی

یکی از کلماتی که آقای شریعتی در نوشته اش زیاد بکار برده و انگشت روی آن گذاشته است (سیادت طلبی) است. سیادت طلبی با سید بودن فرق دارد نویسنده خواسته است با درج این عبارت معنای مورد نظر خود یعنی برتری جویی سادات را در ذهن خواننده القاء نماید. ما سید بوده ایم هستیم و سید خواهیم ماند، کسی سید بودن را از ما نمی‌تواند بگیرد چنانکه هزاره بودن را از شما نمی‌تواند بگیرد. اما هیچگاه به دنبال سیادت طلبی و برتری جویی نبوده و نیستیم. اینکه مردم به سادات احترام گذاشته و دست سادات را بوسیده اند دلیل برتری طلبی سادات نیست چون سادات خوشتختانه هیچگاه مردم را وادار به احترام و مجبور به دست بوسی نکرده است. سادات نه در گذشته از بوسیده شدن دست شان نفع برده است و نه در آینده از عدم آن متضرر خواهد شد سادات به این چیزها اصلا اهمیت نمی‌دهد.
اینکه افتخار سادات به اجداد شان با به نقد گرفته اید باید متذکر شوم که افتخار سادات به پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) به دلیل مسائل نژادی نبوده نیست بلکه به دلیل ارزشهای انسانی و اخلاقی و کمالات معنوی آنان است. پیامبر(ص) و ائمه طاهرین(ع) نه تنها افتخار سادات بلکه افتخار همه مسلمانان با هر قوم و نژاد است. و افتخار کردن به آنها نه تنها عیب و نکوهیده نیست بلکه پسندیده و نیکو است.


مغولیسم اتهام یا واقعیت

شریعتی همچنین در این نوشته اش سادات را متهم به مغول خواندن هزاره ها نموده است که اشاره‌ای است به نوشته مهندس سید باقر مصباح زاده در سایت پیام آفتاب که به نقد جریان مغولیسم در میان هزاره ها پرداخته است.
اولا، باید خاطر نشان ساخت که سید باقر مصباح زاده هزاره را مساوی با مغولیسم نمی‌داند بلکه ایشان به نقد جریان مغولیسم که اقلیتی در میان هزاره هاست پرداخته است که در جریان مغولیسم سید هم وجود دارد که ایشان از سید عسکر و سید غلام حسین موسوی نامبرده است.
ثانیا، این سادات نیست که هزاره هارا مغول و اولاد چنگیز خوانده است. شما که سالها در کویته پاکستان در جامعه امام صادق(ع) درس خوانده اید یقینا دفتر تنظیم نسل نو هزاره مغول را دیده اید زیرا دفتر تنظیم با جامعه امامیه چند متری بیشتر فاصله ندارد و هر صبح و عصر چشم تان به تابلوی سر دفتر تنظیم (تنظیم نسل نو هزاره مغول) منور شده است؛ از شما می‌پرسم که آیا تابلوی دفتر تنظیم را هم سادات بر سر در ورودی دفتر تنظیم نصب نموده است؟!
سوما، از شما می‌پرسم که آیا جریان مغولیسم در میان هزاره ها وجود دارد یا ندارد؟ اگر بگویی وجود ندارد بر همگان روشن است که واقعیت عینی را انکار کرده اید و با انکار واقعیت چیزی عوض نمی‌شود. و اگر وجود دارد چرا از نقد آن برآشفته می‌شوید و سادات را متهم به مغول خواندن هزاره ها می‌نمایید و با مغالطه و جوسازی جریان مغولیسم را مساوی با همه هزاره ها می‌خوانید.

اتهام خیانت و خنجر زدن از پشت
یکی از اتهامات بی اساسی که مکررا توسط افراطیون نصر و شعله‌ای ها به سادات وارد می‌شود و شریعتی نیز روی آن انگشت گذاشته است خیانت سادات در فاجعه افشار است اتهام بی اساسی که هیچ مستند معتنابهی ندارد و مرحوم مزاری برای توجیه شکست خود چاره‌ای جز طرح آن نداشت. معمولا انسانهای ضعیف و خود محور عادت دارند که پیروزی هارا به نام خود ثبت نموده و شکست هارا به گردن دیگران بیاندازند. خوشبختانه دو نفری که به اتهام خیانت در فاجعه افشار به اتهام رشوه ستانی از سیاف و سنگر فروشی محاکمه و اعدام شدند هردو هزاره بودند. قبل از پرداختن به پاسخ این اتهام لازم است چند پرسش را مطرح نمایم.

چرا مرحوم مزاری تقصیر شکست افشار را به گردن دیگران انداخت؟
فاجعه افشار درست چند روز بعد از تشکلیل شورای همانگی و ائتلاف مزاری، حکمتیار، و جنرال دوستم و شروع جنگ علیه دولت استاد ربانی به وقوع پیوست و بهای سنگینی بود که مردم ما به دلیل سیاستهای جنگ طلبانه مزاری پرداخت نمود. در۱۱ جدی ۱۳۷۲ زمانی که استاد مزاری در یک اقدام هماهنگ و کودتا گونه با حکمتیار و جنرال دوستم بر خلاف مصوبه شورای مرکزی حزب وحدت مبنی بر حفظ بی طرفی، به جنگ علیه دولت ربانی اقدام نمود که اشتراک در این جنگ با اعتراض شدی اکثریت اعضای شورای مرکزی حزب مواجه گردید و حدود ده روز بعد فاجعه افشار اتفاق افتاد.
استاد مزاری که به شدت از طرف اعضای شورای مرکزی حزب وحدت تحت فشار بود و از طرفی برای شکست سنگین و فاجعه هولناک افشار پاسخگو می‌بود برای رهایی از فشار و تلخی شکست چاره‌ای جز متهم کردن دیگران به خیانت و انداختن تقصیر شکست به گردن سادات نداشت لذا سادات را متهم به معامله و خیانت در فاجعه افشار نمود تا هم فشار را از شانه های خود بردارد و هم رقبای سیاسی را از چشم مردم بیاندازد و بدنام نماید.
چرا آقای مزاری با حکمتیار همپیمان شد؟ در حالیکه حزب اسلامی حکمتیار اولین حزبی بود که در ماه جوزای ۱۳۷۱ در روز نامه شهادت چاپ پیشاور علیه شیعیان اعلام جهاد نمود و به چاپ فتوای جهاد مبادرت ورزید.
حزب اسلامی اولین حزبی بود که ۱۴ نفر از اعضای شورای مرکزی حزب وحدت را در میدان شهر قتل عام نمود. و میدان شهر را از چنگ حزب وحدت درآورد.
آیا فاجعه ۲۳ سنبله ۱۳۷۳ کمتر از فاجعه افشار بود چرا هیچ وقت از آن یاد نمی‌شود در کودتای ۲۳ سنبله مزاری نزدیک به ۳۰ هزار نفر از مردم هزاره و بی گناه غرب کابل به شهادت رسیدند و تپه استراتیژیک اسکات که ناموس و عزت شیعه محسوب می‌شد به دست قومندان زرداد از حزب اسلامی افتاد.
آقای شریعتی اگر افشار در اثر خیانت سادات سقوط کرد، بامیان چرا با آن همه سلاح و امکانات و استحکامات دفاعی طبیعیی بدون فیر یک گلوله به دست طالبان سقوط کرد؟ چرا کسی سوال نمی‌کند و چرا کسی پاسخگو نیست و چرا معمای سقوط بامیان حل نمی‌شود؟
اگر مسعود آدم جنگ طلب و دشمن هزاره بود چرا آقای خلیلی اورا قهرمان ملی و مرد صلح و بهترین دوست خود نامید. این هم سخنرانی کریم خلیلی در سالگرد ترور احمد شاه مسعود:

بسم الله الرحمن الرحیم.
وبه نستعین. وبعد: قال الله الحکیم فی کتابه المبین:
{ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بل أحیاءٌ عند ربهم یرزقون}. (آل عمران:۱۶۹).
جناب مارشال صاحب فهیم و یاران عزیز سردار شهید و برادر محترم شان و تمام خانواده‌ی معظم شان و شخصیت های جهادی، سیاسی، نظامی و حضار محترم و کافه‌ی ملت افغانستان، سالروز شهادت جانگداز قهرمان ملی را به همه تبریک و تسلیت می گویم.
صحبت یک دوست در فراق و در سالروز شهادت بهترین دوست کار سخت، دشوار و مشکل است. و یقین دارم که در این “هفته‌ی شهید” در رابطه به ابعاد شخصیت شهید والا مقام سردار ملی وطن، صحبت کافی و لازم صورت گرفته باشد. من به اجازه‌ی همه‌ی حضار عزیز چند دقیقه‌ای مختصر بر محور شخصیت شهید والامقام قهرمان ملی افغانستان احمد شاه مسعود صحبتی تقدیم می نمایم.
حضار گرامی! شهید مسعود یکی از شخصیت های استثنایی تاریخ پر افتخار افغانستان و یکی از ستاره های با درخشش روزگار و عصر ماست. ایشان یک نظامی برجسته و یک تئوریسن ورزیده در بْعد نظامی، ولی نه تنها درلابلای کتاب و گوشه‌ی اتاق فرماندهی، بلکه با طراحی دقیق ترین برنامه های عملیاتی و نظامی و با حضور در کنار سنگرداران و سلحشوران [بود]؛ من بسیار مختصر و فهرست وار عرض می نمایم، شهید بزرگ مسعود، نه تنها یک نظامی، چه در صحنه‌ی تئوری و چه در صحنه‌ی عملی، بلکه یک سیاست مدار دقیق و زرنگ، آگاه از روح زمان و شرایط عصر و روزگارش [بود]؛ شهید مسعود نه تنها یک سیاست مدار و یک نظامی بلکه یک عارف، یک زاهد و یک عابد [نیز بود]، نه تنها زاهدی در گوشه‌ی خانقاه و مسجد و اتاقش بلکه زهد و تقوا، صیانت نفس، پرهیز گاری و عرفان را به معنای خلصش در متن جامعه، جامعه‌ی دردمند و ستم کشیده و مورد تجاوز واقع شده اش، نه تنها در متن جامعه و اجتماع، بلکه در سایه‌ی صفیر گلوله های تفنگ ها و در راه دفاع از بندگان مظلوم خدا تفسیر و تعبیر نمود. من خواهشم از همه‌ی اندیشمندان و قلم به دستان و سخنوران این است که در این ابعاد وسیع شخصیت قهرمان بزرگ وطن، آمر شهید باید بیش از هر زمان دیگر تحقیق و بررسی دقیق نمایند، تا بتوانند مردم افغانستان در سایه‌ی این تحلیل ها و تحقیق ها شناخت عمیق و دقیقی از قهرمان ملی شان پیدا نمایند. و دیگر اینکه قهرمان شهید در بعد ملی به عنوان قهرمان ملی وطن مطرح است، اما باید گفت آمر شهید در دو تحول بزرگ که در کشور افغانستان به وجود آمد، چه در دوره‌ی جهاد که بالندگی و درخشش خاصی داشت و به خصوص در دوره‌ی مقاومت که رهبری و فرماندهی مقاومت را برعهده داشت، نقشش را نه تنها در جغرافیای افغانستان، نه تنها در سرزمین و کشوری به نام افغانستان و مردم افغانستان، بلکه در برابر بشریت ایفا نمود و انجام داد. و ما شهید مسعود را یکی از پرچم داران بزرگ دفاع از انسانیت و بشریت، فراتر از مرزهای افغانستان می دانیم. این یک واقعیت است نه این حرف را احساسی می گویم نه بر اساس تظاهر. نه آدم احساسی هستم و نه آدم تظاهری. اگر شرایط آن روز را به تحلیل بگیریم، اگر وضعیت دوره‌ی سیاه حاکمیت طالبان و حاکمیت تروریزم بین المللی را در افغانستان به نگرش بگیریم، آن زمان روشن خواهد شد که اهداف شوم طالبان همان طوری که بارها مسوولین جبهه‌ی متحد و رهبران جبهه‌ی متحد، به خصوص فرمانده و رهبر این مقاومت، شهید مسعود، فریاد می زد: که هدف تروریزمی که طالبان در افغانستان پیاده کرده اند، و ترویزم جهانی که در افغانستان حاکم شده نه تنها جغرافیای افغانستان است، بلکه کل منطقه است و فراتر از منطقه همه‌ی جهان را در برخواهد گرفت، دنیا این حرف را کم شنیدند و کم توجه نمودند ولی بعد از شهادت آمر شهید و به تعقیب آن واقعه‌ی ۱۱ سپتامبر، آن روز روشن شد که مقاومت افغانستان نه دفاع از افغانستان است، مقاومت افغانستان دفاع از کل منطقه از کل آرامی انسانیت و بشریت است. فرماندهی این مقاومت به عهده‌ی آمر صاحب مسعود و شهید بزرگ وطن ما بود. پس بهتر است باید به این صورت نتیجه بگیریم که شهید مسعود، تنها شیهد مردم افغانستان و قهرمان ملی مردم افغانستان نیست، بلکه شهید راه دفاع از انسانیت، امنیت، آرامی، صلح وثبات در کل منطقه و جهان بوده و هست و او را شهید بشریت باید نام گذاشت؛ شهید دفاع از راه انسانیت باید نام گذاشت. بله امروز روزی است که نه تنها مردم افغانستان در سوگ بهترین فرزندش و صدیق ترین سردارش نشسته است بلکه همه‌ی انسانهای آزاده که از شخصیت شهید بزرگ آگاهی دارند و از تلاش های دلسوزانه اش در برابر دفاع از بشریت و انسانیت و آرامی و امنیت منطقه و دنیا اطلاع دارند به سوگ نشسته اند.

حضار محترم! مردم سربلند افغانستان!
شهید بزرگ احمد شاه مسعود رفت، اما آرمانش، اهدافش، خواسته هایش و راهش زنده است و مربوط به یکایک فرزندان این وطن است که این راه و این آرمان را ادامه دهند. آرمان مسعود شهید آزادی افغانستان، استقلال افغانستان، آرامی و امنیت مردم افغانستان و بر قراری عدالت اجتماعی و سیاسی در افغانستان بود و هست. امروز که به برکت این خون های پاک به خصوص خون سردار ملی وطن، مردم افغانستان در یک شرایط دیگری و وضعیت دیگری قرار گرفته اند و در سایه‌ی دولت انتقالی اسلامی افغانستان به رهبری برادر عزیزم حامد کرزی، باید این آرمان، این آرزو و این اهداف شهید را تعقیب نماییم، و تا زمانی که افغانستان در پی گیری آرزوها و خواسته های همه‌ی شهدا در صلح و ثبات و آرامی و امنیت و دوستی و اخوت قرار گیرد. امروز فصل جدیدی است و این فصل جدید به برکت خونهای پاکی که در طول تاریخ ۲۳ ساله افغانستان به خصوص دوره‌ی مقاومت افغانستان ریخته شده، به خصوص خون پاک شهید والامقام آمر صاحب مسعود شهید، این فصل جدید نصیب مردم افغانستان شده است.
فصل دوستی و برادری مردم افغانستان، فصل پایان رنج و عذاب ملت افغانستان، فصل پیاده شدن عدالت اجتماعی و سیاسی در افغانستان است. بیاییم همه با هم در هر جایی افغانستان که هستیم، از هر سمت و تبار اقوام افغانستان که هستیم در این فصل در بار وری این آرزوها و آرمانها و اهداف شهدا تلاش نماییم.
دیگر بیش از این وقت گرانبهای شما شخصیت های عزیز و گرانقدر را نگرفته، در پایان صحبتم درود می فرستم به ارواح همه‌ی شهدای راه خدا، به خصوص سرداران ملی، به خصوص قهرمان ملی افغانستان برادرم احمد شاه مسعود. زنده و پاینده باد و سربلند باد افغانستان عزیز، متحد و یکپارچه باد ملت سربلند افغانستان.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته۱.

اگر مسعود چنین بود که خلیلی در سخنرانی اش توصیف نموده پس چرا هزاران نفر از مردم هزاره را قربانی خصومت و دشمنی با او نمودند و هزاران نفر را بی خانمان کردند؟
مگر عبد الرسول سیاف عامل اصلی فاجعه افشار نیست؛ پس چرا محمد محقق در دو بار انتخابات ریاست پارلمان افغانستان از سیاف حمایت نمود؟ چرا کسی اورا سرزنش نمی‌کند و چرا کارهای محقق در حمایت از سیاف توجیه می‌شود؟
آیا فقط مردم افشار هزاره بود و مردم مناطق مرکزی که پس از فرار نصریها از کابل در زیر چکمه های نظامیان فاسد و دیوانه های حزب وحدت له شدند هزاره نبود؟ و آیا غارت اموال مردم در مسیر های منتهی به بامیان، شپش فروشی(یا می‌خری یا می‌خوری) و تجاوز به نوامیس مردم هزاره توسط لجام گسیختگان حزب وحدت در مناطق مرکزی و اطراف بامیان که با بدن برهنه و کاملا عریان تفنگ به دست مسیر هارا بر مردم و عابرین می‌بستند جنایت نیست. چرا کسی دم بر نمی‌آورد، نکند این جنایات را نیز از اقتضائات مدرنیسم هزارگی می‌دانید؟
مخالفت سادات با جناح مزاری و شخص وی نه به دلیل اقتدار طلبی سیاسی و نه به دلیل نژادی بود بلکه به دلیل خصلت جنگ طلبانه وی و ترویج بی بندوباری و جنایات جنگی بود که نیروها تحت امر وی بی مهابا مرتکب می‌شدند. سادات و اکثریت اعضای حزب وحدت جنگ افروزی و تنش آفرینی مزاری را با اقوام دیگر به صلاح نمی‌دانست و راه حل مشکل افغانستان را در لوله تفنگ و عبور از دریای خون و تل اجساد مردم بی‌گناه نمی‌دانست.


و اما نظر سنجی

آقای شریعتی در نوشته خود آورده است که براساس یک نظر سنجی‌ای که خود وی نیز در آن اشتراک داشته است و در میان بازاریان، روحانیون، دانشجویان و کارگران انجام داده است از رفتار و کردار امروز و دیروز برخی سادات در درون و بیرون جامعۀ هزاره ناراضی اند.
باید بگویم که بعد از چندسال جنگ روانی، شانتاژ تبلیغاتی و فضا سازی رسانه‌ای علیه سادات نتیجه نظر سنجی غیر از این نخواهد بود و این بسیار طبیعی است و تعجب ندارد و اگر این نظر سنجی را در بین اقوام شیعی غیر هزاره در مورد هزاره ها انجام بدهید نیز نتیجه بهتر از این نخواهد بود.
و در پایان با این حرف شما موافقم که ما اکنون در شرایط بدی قرار داریم و دشمن هزاره و سید نمی شناسند و به خون همه تشنه اند. همان طور که در گذشته سید و هزاره نمی شناختند و همه را یکجا قتل و عام می کردند. و اینکه از این منازعه بیهوده سید و هزاره نه انسان با انصاف سید خوشحال است و بهره می برد و نه مردم هزاره.


سخن آخر:
برای بنده به عنوان یک نویسنده و روشنفکر دینی بسیار رنج آور است که وقت خود را صرف پرداختن به این مسائل نمایم.از تحصیل کردگان و نویسندگان منصف هزاره می‌خواهم که خود به آسیب شناسی جامعه هزاره اقدام نموده و رفتارهای نا به هنجار و اشتباهات رهبران خود را نقد نمایند هیچ فرد و ملتی عاری از عیب و بی نیاز از نقد نیست نه سید و نه هزاره، زیرا نقد رمز پیشرفت و لازمه جامعه پویا هست سادات از نقد منصفانه استقبال میکند. اگر یک فرد سید و یا هر نویسنده‌ای غیر هزاره به نقد رفتارهای مردم هزاره بپردازد ولو دوستانه و از سر خیر خواهی و مشفقانه باشد متأسفانه قضیه رنگ قومی بخود گرفته و بجای تأثیر مثبت به اختلاف و کدورت بیشتر منجر خواهد شد.
و در آخر از عقلای سادات و هزاره متواضعانه می‌خواهم که میدان داری را از افراد افراطی و تند رو بگیرند و اجازه ندهند بیش از این به جولان خود ادامه داده و به تفرقه افکنی بپردازند. زیرا ادامه کشکمش ها به نفع جامعه و مردم ما نیست و تنها دشمنان از آن نفع خواهد برد.
والسلام علی من التبع الهدای.
--------------------
۱. به نقل از کتاب “احمد شاه مسعود شهید راه صلح و آزادی”، صفحات ۱۳۶-۱۴۰، به کوشش: مجیب الرحمن رحیمی، از انتشارات: بنیاد شهید مسعود، چاپ بهار ۱۳۸۲.

آمریکا باید به بازی دوگانه پاکستان پایان دهد

خلیل زاد: آمریکا باید به بازی دوگانه پاکستان پایان دهد.

زلمی خلیل زاد سفیر پیشین آمریکا در افغانستان، عراق و سازمان ملل متحد می گوید استراتژی توام با تزویر پاکستان که از یک سو خود را دوست آمریکا جا می زند و از سوی دیگر با آمریکا دشمنی می کند، بیش ازین قابل تحمل نیست.

آقای خلیل زاد در گفتگوی با بی بی سی روابط میان آمریکا و پاکستان را بحرانی توصیف کرد و گفت که حتی پیش از کشته شدن اسامه بن لادن، پاکستان تا حدودی اعتبار خود را برای آمریکا از دست داده بود، زیرا به گفته او اهداف پاکستان در قبال افغانستان کاملا متضاد آن چیزی است که آمریکا می خواهد.

ادامه نوشته

خوابهای پرزدنت کرزی برای تغییر قانون اساسی و تداوم  ریاست جمهوری

یکی از مشخصه های بارز کشورهای متمدن داشتن قوانین خوب، مترقی و دموکراتیک می‌باشد که توانسته اند در  پرتو آن به امنیت، رفاه، صنعت، و پیشرفتهای اقتصادی و آزادی های مدنی دست یابند. بدیهی است که تنها داشتن قانون خوب، بدون التزام عملی به قانون و اجرای دقیق آن کافی نیست و رفاه و آسایش را به همراه نمی آورد و ضامن سعادت یک ملت نخواهد بود. مهمتر از داشتن قانون خوب و دموکراتیک التزام عملی و پایبندی دولتمردان به قانون و اجرای همه جانبه آن است که می تواند توسعه و پیشرفت را به ارمغان آورد و نوید بخش بهروزی برای یک ملت باشد.

      کشور جنگ زده و مردم رنجدیدۀ ما نیز برای جبران عقب ماندگی ها و کاستی ها و نیل به ترقی و پیشرفت به قانون خوب مطابق با معیارهای بین الملی نیاز دارد که پس از حادثه 11 سبتامبر و  به تعقیب آن سقوط حکومت قرون وسطایی و فاشیستی طالبان، تشکیل کنفرانس بن و روی کار آمدن دولتهای انتقالی و موقت و تشکیل لوی جرگه قانون اساسی گامهای اول برای رشد و توسعه کشور  برداشته شد و  قانون اساسئ نسبتا خوب و دموکراتیک تدوین و تصویب شد.

ادامه نوشته

مصاحبه با محترم داكتر سيد عبدالقيوم سجادي نماينده مردم غزني در پارلمان افغانستان.

جناب آقاي سجادي با عرض تبريك انتخاب مجدد شما به نمايندگي مردم غزني در پارلمان و تشكر از اينكه وقت خود را در اختيار (پایگاه دینی،سياسي و اجتماعي آريانا) قرار داديد، بفرماييد كه ارزيابي شما از نحوه برگزاري دومين دوره پارلماني افغانستان چيست؟

انتخابات دومين دوره پارلمان كشور عليرغم برخي از چالش هاي موجود در مقايسه با دو انتخابات قبلي از نقاط مثبت و قابل دفاعي برخوردار بود. به باور اكثر كارشناسان مسايل افغانستان  ميزان تقلب و مشكلات تخنيكي در اين انتخابات نسبت به انتخابات دوره اول و نيز انتخابات رياست جمهوري به ميزان قابل توجهي كمتر بوده است. البته نبود امنيت لازم در برخي از ساحات و بخصوص ولايات جنوب كشور چالش بزرگ بر سر راه انتخابات بود كه ميزا ن مشاركت مردم را به شدت كاهش مي داد. اما در ساحاتي كه امنيت نسبي وجود داشته است مشاركت مردم حدود چهل فيصد بوده و نيز نحوه برگزاري انتخابات از شفافيت نسبي برخوردار بوده است. البته مقصود از شفافيت نسبي برگزاري انتخابات كاملا سالم و بدور از تقلب نيست بلكه با توجه به وضعيت كشور و در مقايسه با انتخابات گذشته مي توان اين سخن را مطرح نمود.

ادامه نوشته

حضور گسترده پاکستان در افغانستان يا «اشغال نرم»؟

نویسنده: روح الله محسنی

جنگ دوم جهانی و نسل کشی هیروشیما و ناکازاکی توسط مدعیان حقوق بشر و جهانخواران غربی منجر به برچیدن قدرت های استعماری از کشورهای شرقی گردید و در این برهه ازجمله کشورهای که از قیادت استعمار عمال انگلیسی نجات یافت کشور هند بود که تحت قیادت گاندی پدر هند به این مهم دست یافت ولی کشمکش های داخلی بین مسلمانان و هندوها منجر به تقسیم هندوستان گردید که پاکستان فعلی، مرکز دهشت افگنی و شرارت نتیجه این تقسیم بندی است.


جنگ دوم جهانی و نسل کشی هیروشیما و ناکازاکی توسط مدعیان حقوق بشر و جهانخواران غربی منجر به برچیدن قدرت های استعماری از کشورهای شرقی گردید و در این برهه ازجمله کشورهای که از قیادت استعمار عمال انگلیسی نجات یافت کشور هند بود که تحت قیادت گاندی پدر هند به این مهم دست یافت ولی کشمکش های داخلی بین مسلمانان و هندوها منجر به تقسیم هندوستان گردید که پاکستان فعلی، مرکز دهشت افگنی و شرارت نتیجه این تقسیم بندی است.

 

بعد از شکست سیک ها توسط انگلیس ها در سال 1849 هند برتانوی با مقاومت پشتون های قبایلی روبروشد و برای جلوگیری از حملات افغان ها به تاسیس اجنسی ها پرداخت  و با تاسیس حکومت پاکستان در سال 1947 سیستم اجنسی ها نیز تقریبا همانند حالت اولی باقی ماند و به هفت اجنسی تقسیم گردیده است.

ادامه نوشته

طالبان تندرو، طالبان میانه‌رو؛ کژتابی مفهومی.

محمد محق: پژوهشگر مسائل اسلامی

 یکی از موضوعاتی که گاه و بیگاه به میان می‌آید و برای بسیاری مایۀ سردرگمی می‌گردد، اصطلاح طالبان میانه‌رو و تفکیک آنها از طالبان تندرو است. نگارنده با توجه به اهمیت کلیدی واژه ها و طرز کاربرد آنها و نقشی که در جهت دادن به رفتارها و انتخابها دارند، نمی‌تواند به آسانی با این تعبیر و تقسیم بندی کنار بیاید، و علت اصلی بر می‌گردد به کژتابی این تعبیر. کژتابی یعنی این که یک کلمه یا تعبیر، از وضوح کافی برخوردار نباشد و بیش از یک مفهوم را برساند و خاصه به شکل متناقضش.

 باور نگارنده بر این است که واژۀ طالبان نیاز به هیچ پسوندی ندارد، چرا که در تعبیر نخست، یعنی طالبان تندرو، نوعی توصیف شی به نفس شی مطرح است، و شبیه سخنی است که ما از مدیر کم سواد مدرسه خویش، وقتی دانش‌آموز بودیم، می‌شنیدیم که با لحنی جدی و سرزنش کننده می‌گفت: "شرم کنید! دروغگو، کذاب است". او نمی‌دانست که کذاب همان دروغگو است و این سخن از نظر منطقی هیچ مفهوم مشخصی را به مخاطب نمی‌رساند.

ادامه نوشته

اداره کابل با فرهنگ قندهاری

پايتخت كشورها براي شهروندان و دولت مردان هركشوري در همه جاي دنيا از اهميت خاص و ويژه‌اي برخوردار است. زيرا پايتختها و مراكز سياسي كشورها نماد اقتدار سياسي، اقتصادي و فرهنگي آن كشور به شمار مي‌رود و مورد توجه گردشگران و شهروندان خارجي بازديدكننده از آن كشور قرار دارد و مبناي قضاوت آنها در مورد آن دولت و ملت خواهد بود.

 

       از اين رو دولتها سعي مي‌ورزند كه پايتخت كشورشان از امكانات بهتر برخوردار و از زيبايي بيشتر و چشمگير تري بهره مند باشد و براي نظافت و زيبايي آن تلاش جدي تر به خرج ميدهند. تا مورد توجه بازديد كنندگان و مهمانان خارجي واقع شود و پرستيژ كشورشان بالا برود. اما داستان كابل پايتخت افغانستان چيز ديگري است، با ساير كشورهاي دنيا فرق ميكند و تافته‌اي جدا بافته‌اي است.

ادامه نوشته

'افغانستان طرحی فدرال گونه نیاز دارد'

جاناتان مارکوس تحلیلگر مسایل دیپلماتیک در بی بی سی

یکی از معتبرترین مراکز تحقیقاتی بریتانیا خواستار تغییر بنیادی دراستراتژی غرب در قبال افغانستان شده است.

انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک (آی آی اس اس)، با حمایت از خروج بیشتر نیروهای غربی از افغانستان و جابجایی نیروهایی که در افغانستان باقی می مانند به مناطق دیگر در داخل این کشور، خواستار باز اندیشی کامل در استراتژی جنگ در افغانستان شده است.

انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک خواستار آن شده است که شیوه کنونی مبارزه و حضور ناتو در افغانستان که بر روند ملت سازی تاکید می کند باید با یک استراتژی درست تعریف شده و مطابق به واقع تبدیل شود که هدف آن محدویت فعالیت های شورشیان و جلوگیری از توسعه آنها باشد.

ادامه نوشته

حلقه گم شده‌ی جنگ بی‌فرجام

نویسنده: داکتر رنگین دادفر سپنتا، مشاور امنیت ملی جمهوری اسلامی افغانستان

جامعه جهانی در پی حملات خونین القاعده بر نیویورک و واشنگتن در یازدهم سپتامبر 2001 تصمیم گرفت تا در افغانستان مداخله نظامی کند. شورای امنیت سازمان ملل متحد، بر اساس احکام منشور این سازمان بر این مداخله صحه گذاشت و مشروعیت آن را در چارچوب حقوق بین‌المللی تسجیل کرد.
القاعده حمله خونینی را از افغانستان بر ایالات متحده سازماندهی و رهبری نموده بود که طالبان نیز همکار و پشتیبان آن بودند. واقعیتی که مورد تایید اکثریت نزدیک به اتفاق کشور‌های جهان بود. مردم افغانستان نیز که از ستم و سبعیت بی‌مانند طالبان و القاعده و سلطه نظامیان پاکستان به تنگ آمده بودند، از حضور جامعه جهانی فعالانه استقبال کردند؛ بر این پایه یک وفاق بی‌مانند جهانی در امر مبارزه با تروریسم جهانی به وجود آمد.


کشورهای متخاصم و رقیب، از واشنگتن تا تهران و از مسکو تا لندن بر سر این‌که باید با تروریسم القاعده و طالبان مبارزه قاطع صورت گیرد و این شبکه جهانی تروریستی با توسل به سلاح در هم شکسته شود، به توافق رسیدند. افکار عامه و اراده جهانی در این رابطه تا جایی همسو بودند که حامیان و شیفتگان و تمویل‌کنندگان تروریسم را نیز یارای ضدیت با این موج بزرگ ضدتروریسم نبود؛ تا جایی که حتا نظامیان پاکستان نیز در پی تهدید مستقیم آرمیتاج، معاون وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده آمریکا که به مشرف گفته بود که اگر با ما همراهی نکنید، کشور شما را چنان بمباران می‌کنیم که به دوران پارینه سنگی (عصر حجر) پرتاب شود، نیز ناگزیر شدند به ظاهر با موج حاکم همراه شوند.

ادامه نوشته

سفارت افغانستان در تهران را دريابيد!

هرچند بايد اين رنجنامه خطاب به وزير امور خارجه آقاي «زلمي رسول» نوشته مي ‌گرديد اما بنا به دلايلي خطاب به رييس جمهور اسلامي افغانستان جناب آقاي حامد كرزي تحرير گرديد.

قبل از آنكه اصل رنجنامه نگاشته شود بايد متذكر شد كه متن اين نامه درد دل بسياري از اتباع افغانستان است كه به نحوي با سفارت كبراي جمهوري اسلامي افغانستان در تهران سر و كار دارند. درست روزهاي كه آقاي كرزي به عنوان اشتراك در نشست كشورهاي فارسي زبان (چند روز قبل) به تهران سفر كرده بود ما نيز در اطراف سفارت كبراي كشورمان روزها و شب‌ها سرگردان به فكر انجام كارمان در سفارت كبراي جمهوري اسلامي افغانستان در تهران بوديم و اميدوار كه آقاي كرزي شايد يكسري به سفارت تحت زعامت خويش بزند و از مردمي كه در اين روزها در هواي گرم تابستاني زير نور شديد آفتاب ساعت‌ها روي پا مي‌ايستند دلجويي لفظي انجام داده و هدايت لازم را جهت حل مشكلات آنان صادر نمايد، اما زهي خيال باطل ! بنابر اين :

آقاي رييس جمهور!
رييس جمهور و مسئولان ساير كشورها وقتي به كشوري سفر مي‌كنند، براي دلجويي و ديدار با مردم خود با هدف احترام و گره گشايي از مشكل آنان جلسات و نشست‌هايي ترتيب مي‌دهند و به درد دل و مشكلات آنان وقعي مي‌نهند و هدايت‌هاي لازم را صادر مي‌كنند، اما دريغا كه شما

ادامه نوشته

رویکرد جدید دولت در برابر مخالفان و پاکستان  

مصاحبه با داکتر سید عبد القیوم سجادی

ارسالی از: سید حسین واعظ زاده

افغانستان پس از نه سال همچنان دارای ثبات لازم امنیتی نیست و تهدیدهای امنیتی به شکل مرتب در حال گسترش است.

 این درحالی است که ده ها کشور در قالب سازمان ناتو به رهبری برزگترین کشور دنیا، یعنی ایالات متحده آمریکا، برای سرکوب افراط گرایی و تروریزم وارد این کشور شده است و با تجهیزات سنگین جنگی در حال نبرد با شورشیان مسلح هستند.


در این اواخر گفته می شود که رییس جمهور کرزی و دولت پاکستان در تلاش اند تا سیاست ها در قبال شورشیان مسلح درکشورهایشان را جدا کرده و همسو با یکدیگر روند مصالحه با آنان را در پیش گرفته اند.
درگیری لفظی رییس جمهور افغانستان با متحدان غربیش در ماههای گذشته و کنار گذاشتن دو تن از بلندپایگان امنیتی حکومتش در هفته های اخیر از نشانه های این رویکرد خوانده می شود. در چند و چون این موضوع گفتگويی داشتیم با جناب داکتر سید عبدالقیوم سجادی عضو پارلمان و از صاحب نظران سیاسی.

ادامه نوشته

ژست وطن پرستانه و ضد غربي حامد كرزي!

در فرهنگ ما ضرب المثلي معروفي است كه مي‌گويد: «گربه براي رضاي خدا موش نمي‌گيرد» ورود نيروهاي غربي به ويژه آمريكا به افغانستان هر چندكه درقالب وبه نام مبارزه با تروريزم و دهشت افكني صورت گرفته اما در واقع براي تأمين منافع ومقاصد سياسي خودشان مي باشد.

         بدون شك آمريكا وكشورهاي عضو ناتو در افغانستان منافعي دارند و يكي از دلايل حضور نظامي آنها در افغانستان علاوه برمبارزه با تروريزم تأمين منافع دراز مدت و اهداف پيدا و پنهان خودشان مي باشند. اين مسأله‌اي واضح ومسلمي است كه همه بر آن واقفيم.

ادامه نوشته

حامد كرزي و تلاش براي تمركز قدرت

سيد ميرزاحسين احساني

پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري و شوراي ولايتي در تابستان امسال و آشكار شدن تقلب گسترده و سازمان يافته در در انتخابات و دست برد در آراء مردم و ريختن بيش از يك مليون رأي تقلبي به نفع حامد كرزي، كمسيون سمع شكايات بخشي از آراي حامد كرزي را باطل اعلام نمود و بدين ترتيب انتخابات رياست جمهوري به دور دوم كشيده شد. و ضعيت در انتخابات شوراهاي ولايتي نيز بهتر از انتخابات رييس جمهوري نبود برخي افراد ذي نفوذ و مسؤلان دولتي هزاران كارت رأي دهي در اختيار داشتند كه با استفاده از آنها براي افراد مورد نظرشان صندوقها رآي را پرنمودند كه در نتيجه آراء تأثير گذار بود.

         از همان موقع ضرورت تغيير در كمسيون مستقل انتخابات و شيوه رأي دهي احساس شد. برخي افراد در داخل وبيرون پارلمان و بسياري از كارشناسان و اصحاب قلم و رسانه اين مسأله را مطرح نمودند كه براي برگزاري يك انتخابات سالم و دموكراتيك بايد در كمسيون مستقل انتخابات و شيوه رأي دهي تغييراتي بوجود بيايد تا مسؤلان و صاحب منصبان دولتي نتوانند با استفاده از هزارها كارت رأي دهي كه در اختيار دارند سرنوشت انتخابات را به نفع افراد  مورد نظر خود رقم بزنند. و با نزديك شدن انتخابات پارلماني در سال آينده اين نگراني شدت يافت و انتظار اين بود كه تغيرات مثبتي در اين زمينه بوجود آيد.           

ادامه نوشته

بازداشت ملا برادر در پاکستان و سوالات تازه

رزاق مامون نویسنده و روزنامه نگار

ملاعبدالغنی مشهور به "ملا برادر" اهل ولایت جنوبی قندهار افغانستان، از مقامات ارشد گروه طالبان است که از سوی سازمان استخباراتی پاکستان، مدتی پیش در یک مدرسه دینی در شهر کراچی پاکستان دستگیر شد و اکنون گفته می شود که مأموران پاکستانی و آمریکایی از وی باز جویی می کنند.

نکته قابل تأمل این است که علیرغم اینکه گزارشها حاکی از آن است که مدتی از بازداشت ملا برادر می گذرد، خبر بازداشت وی از سوی نیروهای امنیتی پاکستان تقریبا همزمان با آغاز عملیات نظامی نیروهای آمریکایی و افغان در ولایت هلمند در جنوب افغانستان، برای رسانه های خبری مخابره شده است.

انگیزه اصلی تعیین تاریخ انتشار این خبر، البته به نظر می رسد که با محاسبه های زیرکانه و همیشگی مقامات امنیتی پاکستان سازگار باشد.

صاحب نظران در افغانستان بر این باورند که در حساس ترین مرحله عملیات نیروهای آمریکایی درافغانستان، مقامات پاکستانی برای کسب اعتماد آمریکا، هدیه مهمی را برای آنان پیشکش کرده اند.

ادامه نوشته

نگاهی به کنفرانس لندن و انتظارات از آن

کنفرانس لندن در 28 جنوری (ژانویه) 2010 هشتمین کنفرانس عمده بین المللی است که از زمان سقوط طالبان در کشورهای مختلف برگزار میی شود. با توجه به اظهارات مقامات ارشد کشورهای غربی، به نظر می آید که مهمترین تفاوت این کنفرانس با دیگر نشست های بین المللی این خواهد بود که جامعه جهانی انتظار دارد که این نشست آغازگر تحول جدیدی در افغانستان، بخصوص از نظر امنیتی و نظامی باشد.

گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا هدف از برگزاری این کنفرانس را "پیشبرد تلاشها به منظور متعادل ساختن افزایش نیروی نظامی و افزایش اراده سیاسی" خواند که به اعتقاد او "زمینه را جهت تعیین یک جدول زمانی واضح برای سال 2010 و پس از آن" فراهم میسازد.

ادامه نوشته

علل عدم مشاركت گسترده مردم در انتخابات رياست جمهوري و شوراي ولايتي

سيد ميرزاحسين احساني.

با وجود اينكه از عمر دموكراسي نوپاي افغانستان چندسالي نمي گذرد و مردم پس از سالها جنگ و خونريزي و استبداد اين فرصت را يافته اند كه خودشان سرنوشت خويش را تعيين و رييس جمهور كشورشان را بطور مستقيم انتخاب نمايند با اين حال پس از پايان اعلام نتيجه مقدماتي انتخابات رياست جمهوري مشخص شد كه تنها 38 مميز70 درصد واجدين شرايط رأي دهي بر سر صنوقهاي رأي حضوريافته اند كه البته با توجه به پر شدن صندوقهاي رأي در برخي از ولايات در خانه هاي واليها و قومندانان امنيه و رأي دادن چند باره خيلي از رأي دهندگان با كارتهاي متعدد و رأي دادن افراد زير 18سال در برخي حوزه هاي رأي، آمار واقعي مشاركت مردم در پروسه انتخابات بسيار پايين تر از ميزان اعلام شده است.

       سوالات زيادي اذهان مردم و آگاهان جامعه را به خود معطوف نموده است كه علت عدم استقبال مردم از پروژه انتخابات و عدم مشاركت گسترده مردم در پاي صندوقهاي رأي چيست؟ آيا مردم از دموكراسي خسته شده اند يا به سرنوشت خويش اهميت نمي دهند و براي شان فرق نمي كند كه چه كسي بر سرنوشت آنها مسلط باشد؟ يا رأي خويش را بي تأثير و نتيجه انتخابات را از قبل مشخص شده مي‌پندارند؟ آيا نا امني و تهديد طالبان موجب استقبال كمتر مردم از شركت در انتخابات شد؟ و يا اينكه عدم استقبال مردم در واقع يك نوع اعتراض به عملكرد نا موفق دولت در هفت سال گذشته بوده است؟

ادامه نوشته

راز تأخير در اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري افغانستان.

سيد ميرزاحسين احساني

با گذشت  يكماه از برگزاري دومين دوره انتخابات رياست جمهوري هنوز هم كمسيون مستقل انتخابات نتيجه قطعي و نهايي انتخابات را اعلام نكرده وتنها به اعلام نتيجه مقدماتي بسنده نموده است. بنا براين اين سوال پيش مي آيد كه باوجود شمارش آراء در سايت هاي رأي دهي بلا فاصله پس از اتمام رأي گيري و مشخص شدن نتيجهء آن چرا كمسيون مستقل انتخابات نتيجه انتخابات را با تأخير و به تدريج اعلام ميكند؟

         تنها جوابي كه براي پاسخ به اين پرسش به نظر مي رسد اين است كه يا نتيجه انتخابات طبق ميل مجريان و دست اندر كاران آن نبوده است لذا دچار سرگيجه و حيرت شده زيرا نتيجه براي آنها غير منتظره بوده و آنها آمادگي مواجهه با چنين نتيجه‌اي را نداشته است. بنابراين خواسته اند كه با تآخير در اعلام نتيجه، راهي براي اعلام نتيجه مورد نظر خويش بيابند و با اعلام تدريجي آن افكار عمومي و ازهان مردم را براي پذيرش آن آماده كنند و اينگونه وانمود نمايند كه به خاطر دقت در شمارش آراء اعلام نتيجه به تأخير افتاده و به تدريج اعلام مي شود.

ادامه نوشته

انتخابات رياست جمهوري افغانستان بايدها و نبايدها.  

 پس از سقوط طالبان اينك مردم ما در استانه دومين انتخابات رياست جمهوري قرار دارد انتخاباتي كه براي مردم و كشورما از اهميت زيادي برخوردار است زيرا براي تغيير وضع موجود و گام برداشتن بسوي آينده بهتر انتخابات فرصت مناسبي را فراهم مي‌آورد تا مردم شخص مناسب را براي اداره كشور برگزيند و سرنوشت كشور را براي پنج سال آينده در اختيار او قرار دهد. از اين حهت دقت مردم و انتخاب فرد شايسته فوق العاده مهم و سرنوشت ساز خواهد بود زيرا در اثر انتخاب فرد نا شايست كه سرنوشت كشور و منافع ملي برايش اهميت نداشته باشد در واقع پنج سال فرصت سوزي كرديم و حتي به عقب خواهيم رفت. و از سوي ديگر مردم بايد به طور گسترده در انتخابات شركت نمايند و از اين فرصت به خوبي براي تغيير وضع موجود استفاده نموده و سرنوشت خود شان را رقم بزند.

ادامه نوشته