سه عیب بزرگ ما افغانستانی‌ها

بشر معمولا خالی از عیب نیست و مردمان همه جوامع انسانی عیوب مختلفی دارند و هیچ جامعه‌ای مبرّا از عیب و نقص نیست. در این نوشتار عیوبی که جامعه ما به آنها مبتلایند پرداخته می‌شود. افراد جامعه ما نیز مانند دیگر جوامع انسانی عیبها و ایراداتی دارند که پرداختن به همه آنها در این مقال نمی‌گنجد بنابراین بنده سه تا از عیوب عمده جامعه خویش را به نقد و بررسی گرفته ام و اینها عبارت اند از:

1.      متأسفانه احساسات مان بر عقل مان غالب است به همین دلیل است که همیشه موج سواران، فرصت طلبان، سوء استفاده گران و تاجران سیاسی بر موج احساسات ما سوار می‌شوند و هرطور خواست ازما سواری می‌گیرند و برای اهداف شخصی، باندی و یا جناحی خویش این طرف و آنطرف می‌کشانند و از احساسات پاک مان سوء استفاده می‌کنند و با گِل آلود نمودن آب به دنبال ماهی مراد شان می‌گردند.

ازهمین رواست که رهبران سیاسی ما بدون هیچ واهمه و ترسی هرکاری دلشان خواست می‌کنند چون رگ خواب مارا بلد اند و از چرخشهای 180 درجهای وناگهانی شان در موضع گیری‌های سیاسی هیچ پرسش و انتقادی نمی‌نماییم و حتی رفتارهای متناقض شان را توجیه نموده و برای شان سوت و کف می‌زنیم و هورا می‌کشیم.

2.      انصاف را رعایت نمی‌کنیم. متأسفانه در قضاوتها، داوری ها و برخورد با دوستان و رقیبان خود هیچگاهی انصاف را رعایت نمی‌کنیم. و تلاش می‌ورزیم تا با هروسیله‌ای چنگ بزنیم و با هرنوع دروغ، تهمت، افترا و نیرنگ رقیبان خود را ازصحنه سیاسی و حتی زندگی حذف نماییم. به افراد منتسب به جناح خویش ولو انسانهای خوبی نباشند بهترین القاب را هدیه کرده و تقدیش شان می‌کنیم و به افراد و شخصیت‌‌های جناح رقیب بد ترین و زشت‌ترین نسبت‌هارا روا می‌داریم و رکیک‌ترین فحشها و دشنام‌هارا نثار شان می‌کنیم و خود را هم مؤمن ومسلمان می‌دانیم!

3.      پرخاشگر و خشن هستیم. این خصلت شاید نشأت گرفته از جغرافیای طبیعی و کوهستانی کشورما و کم‌سوادی مردم و آسیب دیدگی از جنگها و خشونت‌های چند دهه گذشته باشد. به هر صورت نمی‌شود این همه خشونت و پرخاشگری را توجیه نمود.

خشونت‌های رفتاری از محاورات و بگو مگوهای کوچه و بازار و میان خانوادگی گرفته تا سطوح بالای سیاسی و فضای شبکه های مجازی و رسانه‌ای در مطبوعات و اینترنت گسترده است. فقط اگر به کامنتهای که در ذیل مطالب در فیسبوک، سایتها و وبلاگها نظر بیفکنیم متوجه می‌شویم که ما با چه ناهنجاریهای فاجعه باری مواجه هستیم و جامعه ما از نظر اخلاقی در چه سطح هشدار دهنده‎‌ای قرار دارد.

وجود این نقایص در جامعه ما و ظیفه نویسندگان متعهد، مسئول و واقع نگر را بسیار سنگین می‌سازد و همت بلند می‌طلبد تا با این پدیده‌ها و ناهنجاریها مبارزه مستمر و همه جانبه داشته باشند. در قدم اول با تمرین و ممارست این خصلتها را از خود دور سازیم و تساهل و مدارا پیشه خود سازیم و در قدم دوم برای رفع این عیب‌ها و نقایص از جامعه خود بکوشیم و برای یک کار فرهنگی دراز مدت و ثمر بخش برنامه ریزی نماییم. به امید آن روز.

متن زیبا به مناسبت 22 بهمن

دهه فجر و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارکباد!

یوم الله بیست و دوم بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و ثمر نشستن و شکوفا شدن لاله های خونین انقلاب اسلامی ایران در روز 22 بهمن 1357 هجری بود.

در صبحگاه 22 بهمن خورشید عدالت از پس پرده‌ی ظلمت بیرون آمده و شب سیاه و ظلمانی را پایان داده و جهان را نور و روشنائی بخشید و امید ستم دیدگان و مظلومان جهان را زنده کرده و زمینه سازی حکومت عدل جهانی و رهائی مظلومان را فریاد کرد.

دهه فجر سرآغاز حکومتی است که در آن مستضعفان، وارثان زمین خواهند شد. در این روز روح خدا دم مسیحائی اش را به مسلمانان دمید. و جانهای مرده از جور و ستم طاغوت را حیات دوباره بخشید.

بزرگ مردی از تبار رسول الله که نامش روح الله بود دریچه‌ی آزادی و آزادگی را بر روی امت مسلمان گشود و با دستان گرمش نوازشگر جانهای افسرده‌ی ما گردید. روحش شاد و یادش گرامی باد.

افغانستان صاحب نخستین ماهواره خود در مدار زمین می‌شود

امیرزی سنگین، وزیر مخابرات افغانستان اعلام کرد که نخستین ماهواره متعلق به این کشور به نام 'افغان‌ست یک' تا یک ماه دیگر در مدار زمین در اختیار افغانستان قرار می‌گیرد و این کشور به صورت رسمی به جمع کشورهای صاحب ماهواره می‌پیوندد.

او روز چهارشنبه هنگام امضاء قرار داد این ماهواره با شرکت یوتل ست به خبرنگاران گفت که شرکت یوتل ست اکنون ۳۶ ماهواره در مدار زمین دارد و بر اساس قرارداد میان افغانستان و این شرکت یکی از این ماهواره‌ها در اختیار افغانستان قرار داده می‎شود.

آقای سنگین با اشاره به اینکه افغانستان سالانه حدود ۱۵ میلیون دلار از طریق این ماهواره درآمد خواهد داشت، گفت که نفع افغانستان از این ماهواره در کل بیش از ۱۰۰ میلیون دلار خواهد بود.

او درباره کاربرد این ماهواره برای افغانستان گفت که ایجاد تسهیلات در زمینه مخابرات و اینترنت، رسانه‌ها، ارتباط اداره‌های دولت

آقای سنگین ابراز امیدواری کرد که بهبود قابل توجه در پوشش رسانه‌ای در داخل بوجود ‌آید و از طریق این ماهواره رسانه‌های تصویری افغانستان در کشورهای هند، پاکستان، آسیای میانه، شرق میانه به شمول ترکیه و عربستان سعودی قابل دید خواهد بود و ماهواره افغانستان این کشورها را تحت پوشش قرار خواهد داد.

نصرت الله رحیمی، سخنگوی وزارت مخابرات افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که شرکت یوتل ست تا یک ماه دیگر این ماهواره را که دارای ۶ ترانسپوندر است در موقعیت که برای افغانستان اختصاص داده شده، انتقال می‌دهد و از دو ترانسپوندر شرکت یوتل ست سالانه چهار میلیون دلار دریافت خواهد کرد.

او افزود که چهار ترانسپوندر دیگر این ماهواره به صورت رایگان در اختیار افغانستان قرار داده می‌شود که می‌تواند سالانه حدود ۱۵ میلیون دلار عاید داشته باشد.ی و تامین ارتباط میان نیروهای نظامی افغانستان از کاربردهای این ماهواره خواهد بود

 منبع: بی بی سی‌‌

احیای خراسان تنها راه حل منازعات قومی و شکل گیری هویت و وفاق ملی

افغانستان کشوری است که اقوام گوناگون با مذاهب مختلف و زبانهای متفاوت در آن زندگی می‌کند و این تنوع بعضا باعث اختلافات قومی و زبانی گردیده و منجر به بروز بحرانهای کلان سیاسی و اجتماعی در کشور می‌شود. به همین دلیل است که کشور ما حد اقل در طول 250 سال اخیر از ثبات سیاسی لازم برخوردار نبوده و همیشه در بحران و نا امنی به سر برده است.

خراسان

وجود بحرانهای پیاپی و عدم ثبات سیاسی باعث فقر، عقب ماندگی و بی سوادی مردم و ساکنان با استعداد و زحمت کش این سرزمین گشته و با وجود سابقه تاریخی درخشان و پر افتخار به فقیر ترین و عقب مانده ترین کشور آسیایی تبدیل گردد. از این رو باید عوامل بحران زا در کشور را شناسایی نموده و در صدد رفع آن برآییم.

یکی از مهم ترین عوامل بحران و اختلاف و عدم شکل گیری وفاق و وحدت ملی در کشور مسأله هویت تحمیلی"افغان" بر همه اقوام و ملیت های ساکن در این کشور کثیر الملیت است. هویت تحمیلی باعث می‌شود که اقوام غیر پشتون مثل تاجیکها، هزاره‌ها، ازبک‌ها، ترکمنها، بلوچها و ... در مقابل آن واکنش منفی نشان داده و با آن احساس بیگانگی نموده و از پذیرش آن سر باز زند و از طرفی دیگر حاکمان و دولت مردان که غالبا از یک قوم خاص بوده بر تحمیل این هویت بر همه اقوام اصرار نماید. این اصرار و انکار موجب جدایی بین دولت و ملت گشته در نتیجه منجر به بروز بحران و تنازع قومی و لسانی در کشور می‌شود.

از این رو برای ایجاد همدلی و وفاق ملی و شکل گیری هویت ملی همه پذیر که همه اقوام را در بر بگیرد و همه ملیتها با رضایت کامل آن را بپذیرد باید در پی یافتن هویت فراگیر و همه پذیر باشیم. و این هویت فراگیر هویت "خراسانی" است که در انحصار هیچ قوم وقبیله‌ای نیست و همه ملیتهای ساکن در این سرزمین را در آغوش می‌گیرد. و همه‌ی اقوام با افتخار آن را می‌پذیرد و خود را در سرنوشت کشور شریک دانسته و مسئول می‌داند. و شکاف بین دولت و ملت و همچنین شکاف بین اقوام مختلف از بین می‌رود.

جایگزینی هویت خراسانی به جای هویت افغان مستلزم تغییر نام کشور به نام تاریخی و پر افتخار آن یعنی خراسان است که می‌شود بدون کدام کشمکش و منازعه با برگزاری یک رفراندوم مسالمت آمیز آن را در معرض رأی مردم این کشور گذاشت و با پذیرش رأی و نظر مردم نقطه پایانی بر منازعات طولانی و دوام دار گذاشت. وبا این گام شرافتمندانه ودور اندیشانه، راه همبستگی ملی ملت سازی وراه رشد مستقل دولت ملی "خراسان" را در آینده و برای همیشه روشن و هموار خواهد ساخت. و موجب همبستگی ملی و حفظ استقلال، تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور خواهد شد. و دیگر لازم نخواهد بود که نمایندگان پارلمان ماهها بر سر گنجاندن یا نگنجاندن فلان هویت در تذکره تابعیت به جر و بحث و منازعه بپردازند و وحدت ملی را خدشه دار نمایند.

ضرورت وجود حکومت از منظر امام علی (ع) و نهج البلاغه

ضرورت وجود حکومت از منظر امام علی (ع) و نهج البلاغه در گفتگوی شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین احسانی.

پایگاه بین المللی همکاریهای خبری شیعه (شفقنا) ؛ حجت الاسلام والمسلمین سید میرزا حسین احسانی ، محقق و کارشناس علوم حدیث در گفتگو با شفقنا در رابطه با ضرورت وجود حکومت و حاکم از منظر امام علی (ع) و نهج البلاغه گفت : مسئله حکومت از دیدگاه امام علی (ع) یک امر فطری است که همه انسانها در طول تاریخ بر این نهج اقدام کرده اند.
وی نیاز جامعه به حاکم را یک نیاز اساسی خوانده و گفت : برای حفظ نظام ، اجرای قانون و برای جلوگیری از تجاوز و تعدی لازم است فردی به نام حاکم که گاهی در قرآن از آن به نام امام و گاهی به اولی الامر و گاهی هم به ولی تعبیر می شود ، وجود داشته باشد.
این محقق و کارشناس علوم دینی افزود : علی (ع) در نهج البللاغه ضمن تبیین و روشنگری درباره مسئله لزوم حاکم در جامعه ، به طور واضح وظایف حاکم در جامعه را توضیح داده اند و بر اجرا و دقت در آن وظایف تاکید فرموده اند.
وی در ادامه با اشاره به این مسئله که برای حاکم و افراد جامعه حقوق متقابلی از سوی خداوند متعال تعیین شده است ، عمل به حقوق متقابل حاکم و افراد جامعه را عزت دین و دنیای آنها عنوان کرد.
عالم دینی و پژوهشگر حوزوی با تاکید بر مهم دانستن حقوق محرومان و ضعیفان در جامعه از منظر علی (ع) گفت : امام علی (ع) از حاکم می خواهد که توجه خاصی به محرومان کند و با دقت مواظب باشد که حقی از آنها ضایع نشود.

متن بخشی از گفتگوی خبرنگار شفقنا با حجت الاسلام احسانی به شرح ذیل می باشد :

س- چرا در علومی چون فلسفه و کلام بر این مسئله تاکید شده است که بشر نیاز به حکومت دارد؟

جامعه با گرد هم آمدن افراد و داشتن برنامه ها و کسی که در آن برنامه ها ناظر و صاحب فرمانی است قائم می تواند باشد یعنی اگر بخواهیم زندگی مدنی داشته باشیم ، اگر بخواهیم در شهر و جامعه زندگی کنیم طبعا اختلاف منافع پیش می آید و طبعا ضعیف و قوی در جامعه هستند و طبعا حس خودخواهی و هواپرستی و خود محوری انسان های تربیت نشده و حتی تربیت شده و هم بعضی از آنها را وادار می کند که نظام را بر هم بزنند و حقوق را از بین ببرد و ضعیف را بکشد و بالاخره هرج و مرجی به وجود آورد. از این رو در علم کلام و فلسفه تاکیده شده است که به این دلیل بشر نیاز به قانون دارد ؛ البته قانون تنها هم کافی نیست زیرا که تعلیم و تربیت رشد فکری ، عقل ، وجدان اخلاقی هیچ یکی از آنها نمی تواند صد در صد قانون را در جامعه حاکم کند و لذا گفته اند برای حفظ نظام ، اجرای قانون و برای جلوگیری از تجاوز و تعدی لازم است فردی به نام حاکم که گاهی در قرآن از آن به نام امام و گاهی به اولی الامر و گاهی هم به ولی تعبیر می شود ، آیات قرآنی در این زمینه زیاد است و اهل فن و آگاهی به معنی قرآنی به این حقایق توجه دارند و میدانند که قرآن برای بیان ضرورت شخص حاکم در جامعه با تعبیرات مختلف سخن گفته است.

س- امیرمومنان علی (ع) در باب ضرورت حکومت در جامعه چه نظراتی داشتند؟ پاسخ ایشان به این عبارت که لاحکم الا للله ، چه بود؟

علی (ع) نیز در نهج البلاغه که شاگرد قرآن است در باب ضرورت حکومت در جامعه آن گاه که از خوارج شنید «لا حکم الا لله» ، بر این اصل فطری که همه امت ها و ملت ها بدان تمسک کرده اند و تشکیل حکومت حق یا باطل داده اند ، استدلال کرد.
در خطبه چهل از نهج البلاغه هست که فرمود : این کلمه ، کلمه حق است چرا که در قرآن داریم «ان الحکم الا لله» یعنی حکم و فرمان تنها مخصوص خداست ؛ بله این کلمات حق است اما معنی این عبارت چیست؟ آیا معنی آن این است که تنها فرمان روای جهان و جامعه انسانی خداست و در نتیجه جامعه امیر نمی خواهد؟ نه ، معنای آن این نیست . کلمه حق این است که فرمان دادن مال خداست ؛ منظور این است که قانون را و راه را باید خدا به وسیله پیامبر بیان کند و جامعه ای که قانون خدایی ندارد گمراه است ، آن جامعه که بر صرای مستقیم حرکت می کند جامعه ای است که کتاب خدا و دستور خدا بر آن حاکم باشد و لذا فرمود این کلمه «لاحکم الا للله» حق است اما از آن باطل اراده شده است؛
منظور این نیست که ما امارت جامعه را هم به خدا بدهیم و خدا بیاید در جامعه امارت داشته باشد و اجرای حدود و احکام داشته باشد و فرمان دهد و در مواضع خاص به تناسب موقعیت مردم را رهبری کند ؛ هرگز این منظور نیست.

حضرت می فرمایند : این ها می گویند امارت و فرمان روایی و حکومت در جامعه هم با خداست و حال آنکه اصل فطری وادار می کند که جامعه ولو یک قبیله شیخی برای خودش انتخاب می کند ، یک خانواده یک سرپرست خانواده و این طور نیست که مردم در زندگی اجتماعی شان ولو مسلمان و نیکوکار باشد ، به امیری احتیاج نداشته باشند. تو به دیگری کار نداشته باشی ، دیگری به تو کار دارد ، باید حاکمی باشد ، باید مرجعی باشد که حقوق را بازخواست کند ، از ظلم ها جلوگیری نماید و این همان اصل فطری است.

س- امام علی (ع) درباره وظایف حاکم در یک جامعه چه نظراتی داشته اند؟

بله ، پس از اینکه مسئله ضرورت وجود حاکم برای مردم روشن شد ، بحث وظایف می رسد که در این باره حضرت می فرماید: وقتی که امیر و حاکم در جامعه بود و لو شیخ قبیله ، ولو رئیس یک خانواده ؛ اگر در آن جامعه اختلاف پیدا شد ، اختلافها به او ارجاع داده شود. در نتیجه در پرتو حکومت امیر ، انسان مومن می تواند سرمایه معنوی و الهی بیاموزد و شخص کافر در دائره آن حکومت از لذت های مشروع بهره مند شود ولو حکومت باطل است وقتی که قانون دارد شخص مومن می تواند اعمال خیرش را انجام دهد و شخص کافر هم می تواند از لذت های مشروع در دایره قانون بهره مند شود.

می فرماید: اگر جامعه امیر داشت مردم می توانند زندگی عادی داشته باشند و عمرشان را به آخر برسانند اما اگر حکومت درست نداشته باشند و هرج و مرج باشد ، مردم نمی توانند عمرشان را به آخر برسانند چون یک مرتبه مثلا قبیله ای حمله می کند به یک قبیله دیگر ، زورمندی به ضعیفی تعدی می کند و ....

هر ملتی برای خود بیت المال دارد ، آن کس که در راس جامعه قرار گرفته بیت المال ملت را جمع می کند اما اگر رئیس نداشته باشد ، هر کس زور بیشتر دارد بیت المال را به خودش اختصاص می دهد و دیگران را محروم می کند. علی (ع) مسئله جمع بیت المال را از وظایف حکومت می داند و می فرماید : اگر جامعه حاکم داشت ، می تواند با دشمن بجنگد و اگر حاکم نداشته باشد همه با هم می جنگند؛ روبه رو شدن و مقاتله با دشمن مطرح نیست ، از وظایف حاکم این است که راهها را امن کند ، اگر جامعه حاکم نداشته باشد دزدها در سرگردنه ها جا می کنند و در نتیجه امنیت از بین می رود. شخص حاکم است که حق ضعیف را می گیرد و در سایه حمایت او مظلوم با کمال راحتی زندگی می کند و از شخص فاجر مردم در امان می مانند.

س- آیا حاکم و افراد جامعه نسبت به یکدیگر حق و حقوقی دارند؟ رابطه این حقوق با هم چگونه است؟

در خطبه 207 که بعد از جنگ صفین یا در صفین ایراد شده است ، حضرت در این خطبه یک سلسله حقوقی را برای حاکم و یک سلسله حقوقی را برای جامعه بیان فرموده است که ما از بیان این حقوق ، نقش و وظیفه حاکم را در می یابیم . علی (ع) در بخشی از این خطبه فرمود : « خداوند برای من بر شما حقی قرار داد به خاطر اینکه ولی امر شما هستم ، صاحب فرمان شما هستم» . این بدین معناست که این طور نیست که در حکومت اسلامی تنها حاکم فعال ما یشاء باشد و مردم در برابر حاکم هیچ حقی نداشته باشند ؛ اصولا حق یک مسئله دو طرفی است.

حضرت فرمودند که حق از لحاظ گفتار خیلی راحت است ؛ از لحاظ بیان و زبان خیلی وسیع است و در زمان وصف کردن دایره اش بسیار گسترده است اما در مقام انصاف دائره اش ضیق است و لذا علی علیه السلام فرمود : به نفع کسی حقی وضع نشده است مگر وقتی که به نفع آنها هم حقی تنظیم شده باشد و بزرگترین حق ، حق حاکم بر جامعه و حق جامعه بر حاکم است. و خداوند متعال این حق را دو طرفه قرار داده زیرا در جامعه سالم ، مردم برادر والیند و والی هم پدر آنهاست. خداوند این حق را قرار داد تا الفتشان در رابطه هایشان استوار بماند ، این حقوق را قرار داد تا دینشان و آیین شان عزیز بماند. هیچ گاه رعیت شایسته و صالح نمی شود مگر به صلاح حاکمان زیرا در جامعه ، ضعیف تابع قوی است در نتیجه افکار ، روحیه و اعمال حاکم بر آنها اثر می گذارد.

در حکومت های فاسد و ناحق معمولا قشر محروم فراموش شده اند و قشر مرفه همه جا مورد توجه و در نتیجه حقوق آنها در آسایش و نعمتند ، محترم است و طبقه محروم و نیازمند ، حقوقشان پایمال می گردد. امام علی (ع) از حاکم می خواهد که توجه خاصی به محرومان کند و با دقت مواظب باشد که حقی از آنها ضایع نشود.

واقعیت همین است که هر حکومتی در هر کشوری که ادعای حکومت اسلامی بر اساس قرآن و سنت دارد باید سعی و تلاش کنند که عدالت رعایت شود و حقوق محرومان جامعه ضایع و پایمال نشود.

انتهای پیام

منبع: www.afghanistan.shafaqna.com

میلاد پیامبر خورشید و باران

هفدهم ربیع الاول سالروز ولادت پرمیمنت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) و سبط گرامی شان حضرت امام جعفر صادق(ع) را به همه مسلمانان تبریک و تهنیت گفته و غزل زیبایی را به همین مناسبت به شما تقدیم میکنم.

پیامبر خورشید و باران

زمین گهواره کابوسهای تلخ انسان بود
زمان چون کودکی در کوچه های خواب حیران بود

خدا در ازدحام ناخدایان جهالت گم
جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذیان بود

صدا در کوچه های گیج می پیچید بی حاصل
سکوتی هرزه سرگردان صحرا و بیابان بود

نمی رویید در چشمی به جز تردید و وهم و شک
یقین تنها سرابی در شکارستان شیطان بود

شبی رؤیای دور آسمان در هیأت مردی
به رغم فتنه های پیش رو در خاک مهمان بود

جهان با نامش از رنگ و صدا سیراب شد آخر
«محمد» واپسین پیغمبر خورشید و باران بود

شاعر:سید ضیا الدین شریفی

منبع: http://payambar.ommolketab.ir/