پیامبران آمدند تا ایمان و پرستش را جانشین ستمگری و بردگی کنند زنجیرهای ستم را پاره، مبشر آزادی و مروج آزادگی باشند دادگری را پیشه ساخته و با بیداد مبارزه نمایند محبت و رحمت را جانشین دشمنی و نفرت و حدت و همدلی را جایگزین کینه و افتراق، برادری و برابری را جایگزین بیگانگی، تبعیض و نابرابری، صداقت و یگرنگی را جایگزین دروغ، نیرنگ، ریا و تزویر اخلاق و کرامت انسانی را جانشین پرخاشگری، خشونت و تملق نمایند. در کنار بردگان، ضعیفان و ستمدیدگان و رویاروی زومندان، استثمارگران و مستکبران ایستادند و از آزادی، برابری و عدالت سخن راندند.
پیامبران رفتند نوبت به کاهنان، موبدان، خاخام ها، کشیشان، روحانیان و مفتیان رسید. اینها به نام جانشینان پیامبران به همۀ آن تعالیم پشت کرده و در کنار زومندان، استثمارگران و مستکبران و رویاروی بردگان، ضعیفان و ستمدیدگان ایستادند و توجیه گر اعمال حاکمان و سیاستمداران و صادر کننده فتوی برای سلاطین گردیدند و به بشر دستبندی دیگر زدند و با زنجیر محکمتر و قفل های بزرگتر انسان و انسانیت را در بند کشیدند و دین را که پیام آور و نوید دهندۀ آزادی و آزدگی بود به زنجیر اسارت مبدل ساختند. و هرگونه مخالفت را با تکفیر و تفسیق سرکوب نمودند. دکان های دین فروشی باز شده و بازار فتوی فروشی و بهشت فروشی رونق گرفت!
دوباره بذر نفاق و تخم دشمنی را میان مردم پاشیدند و به نام دین، مذهب، زبان، رنگ و نژاد انسانهارا به جان هم انداختند تبعیض به جای برابری، ظلم به جای عدالت، کینه ونفرت به جای برادری و محبت تفرقه و دشمنی به جای وحدت و همدلی دروغ و ریا به جای صداقت و یکرنگی نشست. اخلاق و کرامت انسانی لگد مال گردیده و رحمت رأفت به خشونت، انتحار و انفجار عوض شد. ویرانگری به جای آبادانی، کشتن و نابود کردن به جای احیاء جهل به جای علم نشسته است و جنایت و نسل کشی به نام جهاد ارزشمند گردیده و تقدیس می گردد!
آری این چنین است برادر! وقتی دین و دیانت با سیاست درآمیخت و در خدمت سیاست و سیاستمداران قرار می‌گیرد پوستین وارونه می‌شود.