در مصر چه میگذرد؟

آیا سر نگونی مرسی نقطه پایانی بر دموکراسی نوپای مصر و خاورمیانه خواهد بود و آیا بهار عربی به خزان مبدل خواهد گشت؟
این ها پرسشهایی است که صاحب نظران، تحلیل گران و آگاهان امور را به فکر فرو برده اند. واقعیت این است که از اول هم بهاری درکار نبود و شورشهای مردمی فقط خزان دیکتاتور ها را نوید می داد. اما اینکه پس از خزان زمستانی سرد در پیش است یا بهاری ملایم؟ باید بازهم به انتظار بنشی...
نیم.
مردم مصر که از دیکتاتوری مبارک به ستوه آمده بودند به امید فردای بهتر و زندگی در سایه یک حکومت دموکراتیک و پایبند به قواعد دموکراسی و آرای مردم دست به قیام زدند و مبارک را از اریکه قدرت به زیر کشاند اما با مبارک دیگر رو برو شدند مستبد تر و کم تجربه تر که زنجیر استبداد با رنگ و لعاب دین برای دربند کشیدن مردم در دست دارد.
با به قدرت رسیدن مرسی فضای تنفس کم کم تنگ تر شد و اختلافات مذهبی در کنار گرانی و تورم سرسام آور رو به اوج نهاد تا زمینه سقوط دیکتاتور تازه به دوران رسیده را فراهم نماید. و چنین شد.
اما سقوط مرسی پایان دموکراسی در مصر نخواهد بود زیرا با سقوط مرسی سلفی ها و گروهای بی منطق و خوارج صفت تکفیری که بزرگترین خطر و دشمن دموکراسی است تضعیف خواهند شد و این یک نوید خوب برای دموکراسی در مصر و خاور میانه خواهد بود.

انگلیس و پاکستان به دنبال دیورند دیگر!

چند سالی است که طرح واگذاری ولایات جنوبی افغانستان به طالبان در رسانه های جمعی مطرح گشته و گاهگاهی صفحات روزنامه ها و سایتهای انترنیتی را به خود اختصاص می دهد. و می خواهد که زمینه ذهنی و روانی چنین طرحی را در افکار عمومی مردم افغانستان آماده نماید. و واکنش افکار عمومی و رسانه های جمعی را نسبت به این مسأله محک بزند.
اما با نزدیک شدن به سال 2014 میلادی و زمان خ...
روج نیروهای غربی و تشدید حملات طالبان به مراکز دولتی و... و بن بست در حل مناقشه و بحران طویل المدت افغانستان و ضعف و سستی دولت کرزی و سردرگمی در قبال سازش با طالبان و از سویی باز شدن دفتر طالبان در قطر با نام و پرچم امارات اسلامی این مسأله رنگ جدی تر بخود گرفته و حامیان این طرح بی پرده و آشکارا از چنین طرح شومی پرده بر می دارد.
پاکستان که از تسلط کامل بر افغانستان نا امید گشته این بار با ارئه این طرح می خواهد حد اقل در بخشهای جنوبی افغانستان حضور داشته باشد و سیاستهای شوم خود در قبال مردم افغانستان را از اینجا دنبال نماید و برای خود عمق استراتیژیک فراهم نماید.
پاکستان با ارائه این طرح چند هدف را دنبال نماید.
1. نفوذ خود در افغانستان را حفظ کرده و از آن به عنوان اهرم فشار علیه دولت مرکزی افغانستان استفاده نماید و از دولت مردان کابل باج بگیرد.
2. دولت افغانستان خط دیورند را به کلی فراموش نموده و به فکر حفظ باقیمانده خاک افغانستان باشد تا آن را هم پاکستان از چنگ دولت ضعیف کابل در نیاورد.
3. در صورت لزوم و مساعد بودن شرایط منطقوی و بین المللی بقیه خاک افغانستان را هم اشغال نموده و حکومت دست نشانده خود را در افغانستان به قدرت برساند.
4. از خطر تجزیه پاکستان هم جلو گیری نماید.