عربستان، ترکیه و قطر مثلث شرارت در خاورمیانه

پس از خیزش های مردمی در کشورهای عربی خاور میانه و شمال افریقا علیه حاکمان و حکومتهای مستبد و خود کامه که از آن به بهار عربی نام می برند امید می رفت که ملتهای تحت سلطه دیکتاتوران در کشورهای مذبور از زیر یوغ استبداد خارج شده و حکومتهای با رأی و نظر مردم در این کشورها روی کار بیاید و مردم استبداد زده طعم دموکراسی را چشیده و سرونوشت خود شان را به دست خودشان رقم بزنند.
اما متآسفانه بهار عربی با دخالت برخی کشورهای توسعه طلب مانند عربستان که داعیه ژاندارم خاور میانه و پدر خوانده کشورهای عربی را دارد؛ ترکیه که در توهم احیای پان‌ترکیسم و یا حکومت عثمانی است و قطر که در خیال مطرح شدن در خاورمیانه و جهان را دارد خیلی زود به خزان تبدیل گشت.
این کشورها با حمایت مستقیم مالی و تسلیحاتی از تروریست ها، شیرینی دموکراسی و بهار عربی را به کام مردم تلخ کرد و خاور میانه وشمال افریقا بخصوص لیبی، عراق، سوریه، بحرین و یمن را در آتش خشم و نفرت تروریسم تحت حمایت این سه کشور می سوزد. 
مضحک تر این است که این کشورها با حمایت از تروریسم در سوریه و عراق و لیبی به دنبال دموکراسی است! در حالیکه انقلابهای مردمی در بحرین و یمن را سرکوب کرده و انقلابیون را تروریسم می نامند. اردوغان رییس جمهور ترکبه با اون همه افتضاح سیاسی و حمایت مستقیم از گروهای تروریستی در سوریه و عراق انقلابیون یمن را تروریست خوانده و خواهان سرکوب آنها شده است. چه دنیای عجیبی است!

دولت افغانستان و اصرار بر مذکرات بیهوده با طالبان!

بعد از سپری شدن چهارده سال از روی کار آمدن نظام جدید در کشور و تدوین قانون اساسی، دولت افغانستان همواره سعی کرده است تا با طالبان از در مذاکره وارد شده و آنها را وادار به پذیرش صلح و قانون اساسی نماید که متأسفانه در این هدف توفیقی نیافته است. حالا این سوال پیش می آید که آیا مذاکره با طالبان راه گشاه خواهد بود و منجر به صلح پایدار در کشور خواهد گردید؟ 
با توجه به سابقه طالبان و کوبیدن بر طبل جنگ به نظر می رسد پاسخ به این سوالمنفی است زیرا هر قدر که دولت افغانستان انعطاف پیش گرفته و از در سازش درآمده است طالبان جری تر و جسور تر شده و پاسخ نرمش دولت کابل را با انفجارها و شبیخون های فاجعه آمیز تر و خونبارتر داده است. 
تلاشهای دولت پزدنت کرزی و برادر خطاب کردن طالبان نه تنها منجر به صلح نگردید بلکه باعث جری تر شدن طالبان و گسترش نا امنی گردید. آزاد کردن اعضای طالبان از زندانهای افغانستان و گوانتامو و خارج کردن نام برخی از رهبران طالبان از تحریم سازمان ملل نه تنها طالبان را تشویق به صلح نکرده بلکه آنها نرمش دولت افغانستان را نشانه ضعف دولت تفسیر نموده و سرسختی و تندروی بیشتر نشان دادند و تا جایی پیش رفتند که حتی رئیس قبلی شورای عالی صلح را به قتل رساند.
علت این همه بی اعتنایی طالبان به تلاش های صلح دولت کابل این است طالبان مهره بازی اسلام آباد است و آنها از خود اختیاری ندارند و اسلام آباد هم تا امتیازات لازم را از دولت افغانستان نگرفته حاضر به صلح نخواهد بود. زیرا پاکستان استفاده از ابزار تروریسم را در مقابل کشورهای همسایه بویژه هند، افغانستان و ایران جزء سیاست خارجی خود میداند. رد آتش بس و کوبیدن بر طبل جنگ در مذاکرات جاری در قطر از سوی طالبان بیهوده بودن مذاکرات را بیش از پیش نمایان کرد. زیرا طالبان جز زبان زور و مشت آهنین زبان دیگری را نمی فهمند. بهترین راه حل مشکل طالبان و تروریست ها سرکوب کردن تروریست ها و فشار بین المللی بر حامیان آنها و مقابله به مثل است. مذاکره با طالبان وقت تلف کردن و فرصت دادن به طالبان و حامیان آنهابرای توطئه جدید تر و جنایات بیشتر است و به صلح نخواهد انجامید. بنا براین بهتر است دولت افغانستان راهی را که چندباره بیهوده پیموده است نپیماید که آزموده را آزموندن خطااست.

تضعیف تاجیکها و آلوده کردن آسیای میانه به ویروس داعش هدف از ناامنی شمال!

گروه تمامیت خواه و شدیدا قبیله گرا یا همان طالبان نیکتایی پوش که می‌خواهد قدرت و حاکمیت در انحصار یک قوم خاص باشد و بقیه اقوام و ملیت های ساکن در کشور فرمانبردار و مطیع اوامر اینها باشند و در مقابل هر نوع زیاده خواهی و بی عدالتی سکوت پیشه کرده و لب به اعتراض نگشایند تاجیکهارا بزرگترین رقیب و الترناتیو و مانع در راه اهداف انحصار طلبانه خود می‌دانند زیرا تاجیکها از گذشته تا حال در بدنه حکومت هرچند در رده های پایین و اردو حضورمؤثر داشته‌اند و از لحاظ فرهنگی و اقتصادی هم از قدرت لازم برخوردار اند و به لحاظ جغرافیای زیستی مناطق مهمی را در اختیار دارند.
هزاره ها علیرغم جمعیت قابل توجه و رشد فرهنگی چشمگیر به دلیل اختلافات داخلی، همدل و همصدا نبودن رهبران، محصور بودن در مناطق مرکزی و نداشتن راههای ارتباطی به بیرون و داشتن رهبران ضعیف النفس نمی توانند تهدیدی بالفعل برای حاکمیت اینها باشند.
لذا اینها تاجیکهارا رقیب بالفعل و مانع تمامیت خواهی خویش می‌بینند به همین دلیل سعی می‌ورزند که ولایات شمالی بوِیژه مناطق تاجیک نشین و به خصوص بدخشان را که مرکز ثقل تاجیک هاست نا امن کنند.
این پروژه از سالها پیش با ترور شخصیت های مهم و تأثیر گذار تاجیک مثل جنرال داود داود و قوماندان سید خیل کلید خورد و با ترور استاد ربانی ادامه یافت. همچنین با اجرا کردن برنامه DDR مردم غیر پشتون را خلع سلاح کرده و توان دفاعی و نظامی اینهارا از بین بردند.
با تکمیل این مرحله از طرح مرحله دوم با تجهیز و تقویت طالبان در ولایات بغلان، قندوز، تخار و بدخشان آغاز شد تا تاجیک هارا در یک جنگ فرسایشی مصروف ساخته و روحیه اینهارا برای چانه زنی سیاسی ضعیف سازند. متأسفانه تاجیکها هم بعد از شهادت احمدشاه مسعود و استاد ربانی به دلیل نداشتن یک شخصیت محوری و یک رهبر کاریزما که بتواند همه تاجیکها را حول محور خود جمع نمایند فاقد انسجام لازم است و این مسأله توان تاجیک هارا در معادلات و چانه‌زنی‌های سیاسی بسیار پایین آورده است. به همین دلیل است که حضور تاجیکها و هزاره‌ها در دولت به تدریج کمرنگ تر شده و به وزارت های کم اهمیت تر تنزل یافته است و وزارت های امنیتی و اقتصادی همه به یک قوم خاص تعلق گرفته است.
از سوی دیگر با انتقال دسته جمعی و هدفمند پشتونهای پاکستانی در مناطق غربی و شمالی و توزیع زمین، مسکن و تذکره برای آنها می‌خواهند ترکیب و توازن جمعیتی قومی منطقه را چنانکه در کتاب سقاوی دوم طرح ریزی کرده‌اند تغییر داده و در صورت لزوم از آنها در نقش ستون پنجم استفاده کنند.
هدف دیگر از نا امن سازی شمال فرامرزی است؛ تروریست ها و حامیان منطقه‌ای و بازیگران بین المللی می‌خواهند با تصرف مناطق استراتیژیک در مناطق شمالی و هم مرز با کشورهای آسیای میانه مثل قیرغیزستان، تاجیکستان، ازبیکستان و ترکمنستان در قدم اول آسیای میانه و در قدم دوم روسیه را با ویروس داعش آلوده نمایند و تروریستها به مثابه یک تهدید بالفعل همیشگی نزدیک و بیخ گوش اینها حضور داشته باشند تا در صورت بی اعتنایی مسکو به امریکا و اروپا و اتخاذ سیاستهای مغایر با منافع غرب از ویروس داعش علیه آنها استفاده نمایند و هم توجه گروهای تروریستی را از غرب دور و به شرق معطوف سازند و به این ترتیب هم خطر تروریزم را از خود دور کرده و هم رقیب سیاسی نظامی خود را گرفتار و مصروف نماید.

اخلاق و کرامت انسانی مهم ترین هدف پیامبر اسلام

اِنّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارم الاَخلاق. بزرگترین معضل بشر از آغاز تا اکنون معضل عدم رعایت اخلاق و نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی بوسیله بشر بوده است و این مسأله اصلی ترین و زیر بناترین مشکلات انسان و جوامع انسانی است که همه مشکلات دیگر نشأت گرفته از همین مسأله است. بشر اگر به کرامت انسانی دست یابند و به اخلاق نیکو که لازمه کرامت انسانی است نائل شوند جامعه بشری سرشار از صلح، صفا و صمیمیت خواهد شد. پیامبر اسلام این مشکل بشر را عمیقا درک کرده بود به همین دلیل مهم ترین و اصلی ترین هدف بعثت خویش را رساندن بشر به مکارم اخلاقی اعلام می دارد و می فرماید: اِنّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارم الاَخلاق. من مبعوث شدم تا بشر را به مکارم اخلاقی برسانم. چیزی که متأسفانه جهان اسلام با آن فاصله زیادی دارد وخشونتهای بی رحمانه و غیر انسانی گروههای افراطی به ظاهر مسلمان ریشه در درک نادرست آنها از اسلام و دوری از اخلاق اسلامی و انسانی دارد. که متأسفانه رفتارهای خشونت آمیز و سبوعانه این گروها باعث گردیده است تا چهره خشن و ترسناک از اسلام و مسلمان ها در اذهان جهانیان ترسیم شود. و برخی از روشنفکر نماهای تاریک اندیش در جوامع اسلامی نیز دین اسلام را دین خشونت و باعث عقب ماندگی جهان اسلام و موجب بربادی و ویرانی بشر معرفی کند. این در حالی است که قرآن می فرماید: و لکم فی رسول الله اسوة حسنه. همانا رسول خدا برای شما الگوی نیکو است. مهم ترین ویژگی رسول خدا چه بود که اورا اسوه و الگوی نیکو برای بشر معرفی می کند؟ بدون شک بارز ترین ویژگی رسول خدا اخلاق نیکوی پیامبر گرامی اسلام(ص) بود که او را الگوی انسان معرفی می کند. و پیامبر می فرماید: و ان اشبهکم بی احسنکم خلقا. شبیه ترین شما به من خوش اخلاق ترین شما است. و می فرماید: أحبُّکم إلی الله أحسنُکم اخلاقا. محبوب ترین شما نزد خدا با اخلاق ترین شما است. از این احادیث نتیجه می گیریم که گوهر دین اخلاق، و تدین واقعی پایبندی به اصول و ارزشهای اخلاقی است. و دین اسلام دین صلح و مهربانی و عطوفت است و خشونتهای بی رحمانه و ضد بشری گروه های تروریستی ربطی به اسلام ندارد.

سه عیب بزرگ ما افغانستانی‌ها

بشر معمولا خالی از عیب نیست و مردمان همه جوامع انسانی عیوب مختلفی دارند و هیچ جامعه‌ای مبرّا از عیب و نقص نیست. در این نوشتار عیوبی که جامعه ما به آنها مبتلایند پرداخته می‌شود. افراد جامعه ما نیز مانند دیگر جوامع انسانی عیبها و ایراداتی دارند که پرداختن به همه آنها در این مقال نمی‌گنجد بنابراین بنده سه تا از عیوب عمده جامعه خویش را به نقد و بررسی گرفته ام و اینها عبارت اند از:

1.      متأسفانه احساسات مان بر عقل مان غالب است به همین دلیل است که همیشه موج سواران، فرصت طلبان، سوء استفاده گران و تاجران سیاسی بر موج احساسات ما سوار می‌شوند و هرطور خواست ازما سواری می‌گیرند و برای اهداف شخصی، باندی و یا جناحی خویش این طرف و آنطرف می‌کشانند و از احساسات پاک مان سوء استفاده می‌کنند و با گِل آلود نمودن آب به دنبال ماهی مراد شان می‌گردند.

ازهمین رواست که رهبران سیاسی ما بدون هیچ واهمه و ترسی هرکاری دلشان خواست می‌کنند چون رگ خواب مارا بلد اند و از چرخشهای 180 درجه‌ای وناگهانی شان در موضع گیری‌های سیاسی هیچ پرسش و انتقادی نمی‌نماییم و حتی رفتارهای متناقض شان را توجیه نموده و برای شان سوت و کف می‌زنیم و هورا می‌کشیم.

2.      انصاف را رعایت نمی‌کنیم. متأسفانه در قضاوتها، داوری ها و برخورد با دوستان و رقیبان خود هیچگاهی انصاف را رعایت نمی‌کنیم. و تلاش می‌ورزیم تا با هروسیله‌ای چنگ بزنیم و با هرنوع دروغ، تهمت، افترا و نیرنگ رقیبان خود را ازصحنه سیاسی و حتی زندگی حذف نماییم. به افراد منتسب به جناح خویش ولو انسانهای خوبی نباشند بهترین القاب را هدیه کرده و تقدیش شان می‌کنیم و به افراد و شخصیت‌‌های جناح رقیب بد ترین و زشت‌ترین نسبت‌هارا روا می‌داریم و رکیک‌ترین فحشها و دشنام‌هارا نثار شان می‌کنیم و خود را هم مؤمن ومسلمان می‌دانیم!

3.      پرخاشگر و خشن هستیم. این خصلت شاید نشأت گرفته از جغرافیای طبیعی و کوهستانی کشورما و کم‌سوادی مردم و آسیب دیدگی از جنگها و خشونت‌های چند دهه گذشته باشد. به هر صورت نمی‌شود این همه خشونت و پرخاشگری را توجیه نمود.

خشونت‌های رفتاری از محاورات و بگو مگوهای کوچه و بازار و میان خانوادگی گرفته تا سطوح بالای سیاسی و فضای شبکه های مجازی و رسانه‌ای در مطبوعات و اینترنت گسترده است. فقط اگر به کامنتهای که در ذیل مطالب در فیسبوک، سایتها و وبلاگها نظر بیفکنیم متوجه می‌شویم که ما با چه ناهنجاریهای فاجعه باری مواجه هستیم و جامعه ما از نظر اخلاقی در چه سطح هشدار دهنده‎‌ای قرار دارد.

وجود این نقایص در جامعه ما و ظیفه نویسندگان متعهد، مسئول و واقع نگر را بسیار سنگین می‌سازد و همت بلند می‌طلبد تا با این پدیده‌ها و ناهنجاریها مبارزه مستمر و همه جانبه داشته باشند. در قدم اول با تمرین و ممارست این خصلتها را از خود دور سازیم و تساهل و مدارا پیشه خود سازیم و در قدم دوم برای رفع این عیب‌ها و نقایص از جامعه خود بکوشیم و برای یک کار فرهنگی دراز مدت و ثمر بخش برنامه ریزی نماییم. به امید آن روز.

متن زیبا به مناسبت 22 بهمن

دهه فجر و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارکباد!

یوم الله بیست و دوم بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و ثمر نشستن و شکوفا شدن لاله های خونین انقلاب اسلامی ایران در روز 22 بهمن 1357 هجری بود.

در صبحگاه 22 بهمن خورشید عدالت از پس پرده‌ی ظلمت بیرون آمده و شب سیاه و ظلمانی را پایان داده و جهان را نور و روشنائی بخشید و امید ستم دیدگان و مظلومان جهان را زنده کرده و زمینه سازی حکومت عدل جهانی و رهائی مظلومان را فریاد کرد.

دهه فجر سرآغاز حکومتی است که در آن مستضعفان، وارثان زمین خواهند شد. در این روز روح خدا دم مسیحائی اش را به مسلمانان دمید. و جانهای مرده از جور و ستم طاغوت را حیات دوباره بخشید.

بزرگ مردی از تبار رسول الله که نامش روح الله بود دریچه‌ی آزادی و آزادگی را بر روی امت مسلمان گشود و با دستان گرمش نوازشگر جانهای افسرده‌ی ما گردید. روحش شاد و یادش گرامی باد.

افغانستان صاحب نخستین ماهواره خود در مدار زمین می‌شود

امیرزی سنگین، وزیر مخابرات افغانستان اعلام کرد که نخستین ماهواره متعلق به این کشور به نام 'افغان‌ست یک' تا یک ماه دیگر در مدار زمین در اختیار افغانستان قرار می‌گیرد و این کشور به صورت رسمی به جمع کشورهای صاحب ماهواره می‌پیوندد.

او روز چهارشنبه هنگام امضاء قرار داد این ماهواره با شرکت یوتل ست به خبرنگاران گفت که شرکت یوتل ست اکنون ۳۶ ماهواره در مدار زمین دارد و بر اساس قرارداد میان افغانستان و این شرکت یکی از این ماهواره‌ها در اختیار افغانستان قرار داده می‎شود.

آقای سنگین با اشاره به اینکه افغانستان سالانه حدود ۱۵ میلیون دلار از طریق این ماهواره درآمد خواهد داشت، گفت که نفع افغانستان از این ماهواره در کل بیش از ۱۰۰ میلیون دلار خواهد بود.

او درباره کاربرد این ماهواره برای افغانستان گفت که ایجاد تسهیلات در زمینه مخابرات و اینترنت، رسانه‌ها، ارتباط اداره‌های دولت

آقای سنگین ابراز امیدواری کرد که بهبود قابل توجه در پوشش رسانه‌ای در داخل بوجود ‌آید و از طریق این ماهواره رسانه‌های تصویری افغانستان در کشورهای هند، پاکستان، آسیای میانه، شرق میانه به شمول ترکیه و عربستان سعودی قابل دید خواهد بود و ماهواره افغانستان این کشورها را تحت پوشش قرار خواهد داد.

نصرت الله رحیمی، سخنگوی وزارت مخابرات افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که شرکت یوتل ست تا یک ماه دیگر این ماهواره را که دارای ۶ ترانسپوندر است در موقعیت که برای افغانستان اختصاص داده شده، انتقال می‌دهد و از دو ترانسپوندر شرکت یوتل ست سالانه چهار میلیون دلار دریافت خواهد کرد.

او افزود که چهار ترانسپوندر دیگر این ماهواره به صورت رایگان در اختیار افغانستان قرار داده می‌شود که می‌تواند سالانه حدود ۱۵ میلیون دلار عاید داشته باشد.ی و تامین ارتباط میان نیروهای نظامی افغانستان از کاربردهای این ماهواره خواهد بود

 منبع: بی بی سی‌‌

احیای خراسان تنها راه حل منازعات قومی و شکل گیری هویت و وفاق ملی

افغانستان کشوری است که اقوام گوناگون با مذاهب مختلف و زبانهای متفاوت در آن زندگی می‌کند و این تنوع بعضا باعث اختلافات قومی و زبانی گردیده و منجر به بروز بحرانهای کلان سیاسی و اجتماعی در کشور می‌شود. به همین دلیل است که کشور ما حد اقل در طول 250 سال اخیر از ثبات سیاسی لازم برخوردار نبوده و همیشه در بحران و نا امنی به سر برده است.

خراسان

وجود بحرانهای پیاپی و عدم ثبات سیاسی باعث فقر، عقب ماندگی و بی سوادی مردم و ساکنان با استعداد و زحمت کش این سرزمین گشته و با وجود سابقه تاریخی درخشان و پر افتخار به فقیر ترین و عقب مانده ترین کشور آسیایی تبدیل گردد. از این رو باید عوامل بحران زا در کشور را شناسایی نموده و در صدد رفع آن برآییم.

یکی از مهم ترین عوامل بحران و اختلاف و عدم شکل گیری وفاق و وحدت ملی در کشور مسأله هویت تحمیلی"افغان" بر همه اقوام و ملیت های ساکن در این کشور کثیر الملیت است. هویت تحمیلی باعث می‌شود که اقوام غیر پشتون مثل تاجیکها، هزاره‌ها، ازبک‌ها، ترکمنها، بلوچها و ... در مقابل آن واکنش منفی نشان داده و با آن احساس بیگانگی نموده و از پذیرش آن سر باز زند و از طرفی دیگر حاکمان و دولت مردان که غالبا از یک قوم خاص بوده بر تحمیل این هویت بر همه اقوام اصرار نماید. این اصرار و انکار موجب جدایی بین دولت و ملت گشته در نتیجه منجر به بروز بحران و تنازع قومی و لسانی در کشور می‌شود.

از این رو برای ایجاد همدلی و وفاق ملی و شکل گیری هویت ملی همه پذیر که همه اقوام را در بر بگیرد و همه ملیتها با رضایت کامل آن را بپذیرد باید در پی یافتن هویت فراگیر و همه پذیر باشیم. و این هویت فراگیر هویت "خراسانی" است که در انحصار هیچ قوم وقبیله‌ای نیست و همه ملیتهای ساکن در این سرزمین را در آغوش می‌گیرد. و همه‌ی اقوام با افتخار آن را می‌پذیرد و خود را در سرنوشت کشور شریک دانسته و مسئول می‌داند. و شکاف بین دولت و ملت و همچنین شکاف بین اقوام مختلف از بین می‌رود.

جایگزینی هویت خراسانی به جای هویت افغان مستلزم تغییر نام کشور به نام تاریخی و پر افتخار آن یعنی خراسان است که می‌شود بدون کدام کشمکش و منازعه با برگزاری یک رفراندوم مسالمت آمیز آن را در معرض رأی مردم این کشور گذاشت و با پذیرش رأی و نظر مردم نقطه پایانی بر منازعات طولانی و دوام دار گذاشت. وبا این گام شرافتمندانه ودور اندیشانه، راه همبستگی ملی ملت سازی وراه رشد مستقل دولت ملی "خراسان" را در آینده و برای همیشه روشن و هموار خواهد ساخت. و موجب همبستگی ملی و حفظ استقلال، تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور خواهد شد. و دیگر لازم نخواهد بود که نمایندگان پارلمان ماهها بر سر گنجاندن یا نگنجاندن فلان هویت در تذکره تابعیت به جر و بحث و منازعه بپردازند و وحدت ملی را خدشه دار نمایند.

ضرورت وجود حکومت از منظر امام علی (ع) و نهج البلاغه

ضرورت وجود حکومت از منظر امام علی (ع) و نهج البلاغه در گفتگوی شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین احسانی.

پایگاه بین المللی همکاریهای خبری شیعه (شفقنا) ؛ حجت الاسلام والمسلمین سید میرزا حسین احسانی ، محقق و کارشناس علوم حدیث در گفتگو با شفقنا در رابطه با ضرورت وجود حکومت و حاکم از منظر امام علی (ع) و نهج البلاغه گفت : مسئله حکومت از دیدگاه امام علی (ع) یک امر فطری است که همه انسانها در طول تاریخ بر این نهج اقدام کرده اند.
وی نیاز جامعه به حاکم را یک نیاز اساسی خوانده و گفت : برای حفظ نظام ، اجرای قانون و برای جلوگیری از تجاوز و تعدی لازم است فردی به نام حاکم که گاهی در قرآن از آن به نام امام و گاهی به اولی الامر و گاهی هم به ولی تعبیر می شود ، وجود داشته باشد.
این محقق و کارشناس علوم دینی افزود : علی (ع) در نهج البللاغه ضمن تبیین و روشنگری درباره مسئله لزوم حاکم در جامعه ، به طور واضح وظایف حاکم در جامعه را توضیح داده اند و بر اجرا و دقت در آن وظایف تاکید فرموده اند.
وی در ادامه با اشاره به این مسئله که برای حاکم و افراد جامعه حقوق متقابلی از سوی خداوند متعال تعیین شده است ، عمل به حقوق متقابل حاکم و افراد جامعه را عزت دین و دنیای آنها عنوان کرد.
عالم دینی و پژوهشگر حوزوی با تاکید بر مهم دانستن حقوق محرومان و ضعیفان در جامعه از منظر علی (ع) گفت : امام علی (ع) از حاکم می خواهد که توجه خاصی به محرومان کند و با دقت مواظب باشد که حقی از آنها ضایع نشود.

متن بخشی از گفتگوی خبرنگار شفقنا با حجت الاسلام احسانی به شرح ذیل می باشد :

س- چرا در علومی چون فلسفه و کلام بر این مسئله تاکید شده است که بشر نیاز به حکومت دارد؟

جامعه با گرد هم آمدن افراد و داشتن برنامه ها و کسی که در آن برنامه ها ناظر و صاحب فرمانی است قائم می تواند باشد یعنی اگر بخواهیم زندگی مدنی داشته باشیم ، اگر بخواهیم در شهر و جامعه زندگی کنیم طبعا اختلاف منافع پیش می آید و طبعا ضعیف و قوی در جامعه هستند و طبعا حس خودخواهی و هواپرستی و خود محوری انسان های تربیت نشده و حتی تربیت شده و هم بعضی از آنها را وادار می کند که نظام را بر هم بزنند و حقوق را از بین ببرد و ضعیف را بکشد و بالاخره هرج و مرجی به وجود آورد. از این رو در علم کلام و فلسفه تاکیده شده است که به این دلیل بشر نیاز به قانون دارد ؛ البته قانون تنها هم کافی نیست زیرا که تعلیم و تربیت رشد فکری ، عقل ، وجدان اخلاقی هیچ یکی از آنها نمی تواند صد در صد قانون را در جامعه حاکم کند و لذا گفته اند برای حفظ نظام ، اجرای قانون و برای جلوگیری از تجاوز و تعدی لازم است فردی به نام حاکم که گاهی در قرآن از آن به نام امام و گاهی به اولی الامر و گاهی هم به ولی تعبیر می شود ، آیات قرآنی در این زمینه زیاد است و اهل فن و آگاهی به معنی قرآنی به این حقایق توجه دارند و میدانند که قرآن برای بیان ضرورت شخص حاکم در جامعه با تعبیرات مختلف سخن گفته است.

س- امیرمومنان علی (ع) در باب ضرورت حکومت در جامعه چه نظراتی داشتند؟ پاسخ ایشان به این عبارت که لاحکم الا للله ، چه بود؟

علی (ع) نیز در نهج البلاغه که شاگرد قرآن است در باب ضرورت حکومت در جامعه آن گاه که از خوارج شنید «لا حکم الا لله» ، بر این اصل فطری که همه امت ها و ملت ها بدان تمسک کرده اند و تشکیل حکومت حق یا باطل داده اند ، استدلال کرد.
در خطبه چهل از نهج البلاغه هست که فرمود : این کلمه ، کلمه حق است چرا که در قرآن داریم «ان الحکم الا لله» یعنی حکم و فرمان تنها مخصوص خداست ؛ بله این کلمات حق است اما معنی این عبارت چیست؟ آیا معنی آن این است که تنها فرمان روای جهان و جامعه انسانی خداست و در نتیجه جامعه امیر نمی خواهد؟ نه ، معنای آن این نیست . کلمه حق این است که فرمان دادن مال خداست ؛ منظور این است که قانون را و راه را باید خدا به وسیله پیامبر بیان کند و جامعه ای که قانون خدایی ندارد گمراه است ، آن جامعه که بر صرای مستقیم حرکت می کند جامعه ای است که کتاب خدا و دستور خدا بر آن حاکم باشد و لذا فرمود این کلمه «لاحکم الا للله» حق است اما از آن باطل اراده شده است؛
منظور این نیست که ما امارت جامعه را هم به خدا بدهیم و خدا بیاید در جامعه امارت داشته باشد و اجرای حدود و احکام داشته باشد و فرمان دهد و در مواضع خاص به تناسب موقعیت مردم را رهبری کند ؛ هرگز این منظور نیست.

حضرت می فرمایند : این ها می گویند امارت و فرمان روایی و حکومت در جامعه هم با خداست و حال آنکه اصل فطری وادار می کند که جامعه ولو یک قبیله شیخی برای خودش انتخاب می کند ، یک خانواده یک سرپرست خانواده و این طور نیست که مردم در زندگی اجتماعی شان ولو مسلمان و نیکوکار باشد ، به امیری احتیاج نداشته باشند. تو به دیگری کار نداشته باشی ، دیگری به تو کار دارد ، باید حاکمی باشد ، باید مرجعی باشد که حقوق را بازخواست کند ، از ظلم ها جلوگیری نماید و این همان اصل فطری است.

س- امام علی (ع) درباره وظایف حاکم در یک جامعه چه نظراتی داشته اند؟

بله ، پس از اینکه مسئله ضرورت وجود حاکم برای مردم روشن شد ، بحث وظایف می رسد که در این باره حضرت می فرماید: وقتی که امیر و حاکم در جامعه بود و لو شیخ قبیله ، ولو رئیس یک خانواده ؛ اگر در آن جامعه اختلاف پیدا شد ، اختلافها به او ارجاع داده شود. در نتیجه در پرتو حکومت امیر ، انسان مومن می تواند سرمایه معنوی و الهی بیاموزد و شخص کافر در دائره آن حکومت از لذت های مشروع بهره مند شود ولو حکومت باطل است وقتی که قانون دارد شخص مومن می تواند اعمال خیرش را انجام دهد و شخص کافر هم می تواند از لذت های مشروع در دایره قانون بهره مند شود.

می فرماید: اگر جامعه امیر داشت مردم می توانند زندگی عادی داشته باشند و عمرشان را به آخر برسانند اما اگر حکومت درست نداشته باشند و هرج و مرج باشد ، مردم نمی توانند عمرشان را به آخر برسانند چون یک مرتبه مثلا قبیله ای حمله می کند به یک قبیله دیگر ، زورمندی به ضعیفی تعدی می کند و ....

هر ملتی برای خود بیت المال دارد ، آن کس که در راس جامعه قرار گرفته بیت المال ملت را جمع می کند اما اگر رئیس نداشته باشد ، هر کس زور بیشتر دارد بیت المال را به خودش اختصاص می دهد و دیگران را محروم می کند. علی (ع) مسئله جمع بیت المال را از وظایف حکومت می داند و می فرماید : اگر جامعه حاکم داشت ، می تواند با دشمن بجنگد و اگر حاکم نداشته باشد همه با هم می جنگند؛ روبه رو شدن و مقاتله با دشمن مطرح نیست ، از وظایف حاکم این است که راهها را امن کند ، اگر جامعه حاکم نداشته باشد دزدها در سرگردنه ها جا می کنند و در نتیجه امنیت از بین می رود. شخص حاکم است که حق ضعیف را می گیرد و در سایه حمایت او مظلوم با کمال راحتی زندگی می کند و از شخص فاجر مردم در امان می مانند.

س- آیا حاکم و افراد جامعه نسبت به یکدیگر حق و حقوقی دارند؟ رابطه این حقوق با هم چگونه است؟

در خطبه 207 که بعد از جنگ صفین یا در صفین ایراد شده است ، حضرت در این خطبه یک سلسله حقوقی را برای حاکم و یک سلسله حقوقی را برای جامعه بیان فرموده است که ما از بیان این حقوق ، نقش و وظیفه حاکم را در می یابیم . علی (ع) در بخشی از این خطبه فرمود : « خداوند برای من بر شما حقی قرار داد به خاطر اینکه ولی امر شما هستم ، صاحب فرمان شما هستم» . این بدین معناست که این طور نیست که در حکومت اسلامی تنها حاکم فعال ما یشاء باشد و مردم در برابر حاکم هیچ حقی نداشته باشند ؛ اصولا حق یک مسئله دو طرفی است.

حضرت فرمودند که حق از لحاظ گفتار خیلی راحت است ؛ از لحاظ بیان و زبان خیلی وسیع است و در زمان وصف کردن دایره اش بسیار گسترده است اما در مقام انصاف دائره اش ضیق است و لذا علی علیه السلام فرمود : به نفع کسی حقی وضع نشده است مگر وقتی که به نفع آنها هم حقی تنظیم شده باشد و بزرگترین حق ، حق حاکم بر جامعه و حق جامعه بر حاکم است. و خداوند متعال این حق را دو طرفه قرار داده زیرا در جامعه سالم ، مردم برادر والیند و والی هم پدر آنهاست. خداوند این حق را قرار داد تا الفتشان در رابطه هایشان استوار بماند ، این حقوق را قرار داد تا دینشان و آیین شان عزیز بماند. هیچ گاه رعیت شایسته و صالح نمی شود مگر به صلاح حاکمان زیرا در جامعه ، ضعیف تابع قوی است در نتیجه افکار ، روحیه و اعمال حاکم بر آنها اثر می گذارد.

در حکومت های فاسد و ناحق معمولا قشر محروم فراموش شده اند و قشر مرفه همه جا مورد توجه و در نتیجه حقوق آنها در آسایش و نعمتند ، محترم است و طبقه محروم و نیازمند ، حقوقشان پایمال می گردد. امام علی (ع) از حاکم می خواهد که توجه خاصی به محرومان کند و با دقت مواظب باشد که حقی از آنها ضایع نشود.

واقعیت همین است که هر حکومتی در هر کشوری که ادعای حکومت اسلامی بر اساس قرآن و سنت دارد باید سعی و تلاش کنند که عدالت رعایت شود و حقوق محرومان جامعه ضایع و پایمال نشود.

انتهای پیام

منبع: www.afghanistan.shafaqna.com

میلاد پیامبر خورشید و باران

هفدهم ربیع الاول سالروز ولادت پرمیمنت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) و سبط گرامی شان حضرت امام جعفر صادق(ع) را به همه مسلمانان تبریک و تهنیت گفته و غزل زیبایی را به همین مناسبت به شما تقدیم میکنم.

پیامبر خورشید و باران

زمین گهواره کابوسهای تلخ انسان بود
زمان چون کودکی در کوچه های خواب حیران بود

خدا در ازدحام ناخدایان جهالت گم
جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذیان بود

صدا در کوچه های گیج می پیچید بی حاصل
سکوتی هرزه سرگردان صحرا و بیابان بود

نمی رویید در چشمی به جز تردید و وهم و شک
یقین تنها سرابی در شکارستان شیطان بود

شبی رؤیای دور آسمان در هیأت مردی
به رغم فتنه های پیش رو در خاک مهمان بود

جهان با نامش از رنگ و صدا سیراب شد آخر
«محمد» واپسین پیغمبر خورشید و باران بود

شاعر:سید ضیا الدین شریفی

منبع: http://payambar.ommolketab.ir/

فهرست مقدماتی نامزدان ریاست جمهوری افغانستان اعلام شد

یوسف نورستانی رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان اعلام کرد که از مجموع کسانی که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده بودند، صلاحیت ده نفر از سوی این کمیسیون تائید شده است.

آقای نورستانی در یک کنفرانس خبری گفت صلاحیت افراد (نامزدان) براساس قانون انتخابات افغانستان بررسی شده و علاوه بر آن در مورد تابعیت افراد از وزارت امور خارجه افغانستان اطلاعات لازم را بدست آوردیم."

رئیس کمیسیون انتخابات، افغانستان افزود کسانی که صلاحیت شان تائید نشده می توانند با مراجعه به کمیسیون بررسی شکایت های انتخاباتی، مساله را پیگیری کنند.

کسانی که در فهرست ابتدایی تائید شده اند به این شرح اند:

  • عبدالرب رسول سیاف، از رهبران جهادی و نماینده پیشین مجلس.
  • اشرف غنی احمدزی، مسئول پیشین برنامه انتقال مسئولیت ها از ناتو به نیروهای افغان.
  • عبدالله عبدالله، وزیر خارجه اسبق و رهبر ائتلاف ملی.
  • عبدالرحیم وردک، وزیر دفاع پیشین.
  • هدایت امین ارسلا، مشاور ارشد پیشین حامد کرزی.
  • زلمی رسول،وزیر پیشین خارجه
  • قطب الدین هلال، رئیس پیشین کمیته سیاسی حزب اسلامی به رهبری گلبدالدین حکمتیار.
  • قیوم کرزی، برادر رئیس جمهور کرزی
  • گل آقا شیرزوی والی پیشین ننگرهار
  • و سردار نادر نعیم، نوه برادر سردار داوود خان.
  • بر اساس این فهرست، شانزده تن از کسانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده بودند، از فهرست نهایی حذف شدند. این فهرست قرار بود روز شنبه اعلام شود اما کمیسیون مستقل انتخابات در پایان روز شنبه اعلام کرد که برای اعلام فهرست ابتدایی نامزدان آماده نیست.

    نور محمد نور، سخنگوی کمیسیون انتخابات گفت، آنها از وزارت خارجه افغانستان در مورد تابعیت کسانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده بودند، معلومات خواسته بودند وزارت خارجه این معلومات را دیرهنگام در اختیار آنها قرار داده است.

    بر اساس قانون اساسی افغانستان کسی که تابعیت دوگانه داشته باشد، نمی تواند خود را بعنوان رئیس جمهوری یا معاون او نامزد کند.

    بر اساس قانون افغانستان، پس از اعلام فهرست ابتدایی، نوبت به بررسی کمیسیون شکایات می‌رسد و اگر کسی علیه یکی از نامزدان و یا معاونان او شکایت داشته باشد، توسط این کمیسیون بررسی می‌شود.

    پس از پایان این بررسی ها، فهرست نهایی نامزدان منتشر و زمان دوماهه مبارزات انتخاباتی رسما آغاز می شود.

  • فهرست نامزدان رد صلاحیت شده

    • انورالحق احدی
    • سید اسحق گیلانی
    • عزیزالله لودین
    • فضل کریم نجیمی
    • خدیجه غزنوی
    • بسم الله شیر
    • سرور احمد‌‌زی
    • حمید‌الله قادری
    • داوود سطان‌زوی
    • حشمت‌غنی احمدزی
    • نادرشاه احمد‌زی
    • دکتر فاروق اعظم
    • سلمان علی دوست‌زاده
    • عبد الهادی دبیر
    • داور احمد نادی
    • نور الرحمان لیوال
  • * دل آقا کوهدامنی، یکی دیگر از نامزدان چند هفته قبل به دلیل کمبود اسناد کافی رد صلاحیت شده بود.

     

فهرست نامزدهای ثبت شده در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان

نامزدمعاون اولمعاون دوم
۱. عبدالرب رسول سیافمحمد اسماعیلعبدالوهاب
۲. عبدالله عبداللهمحمدخانمحمد محقق
۳. عبدالرحیم وردکعبدالاحد افضلیسید حسین انوری
۴. حشمت‌غنی احمدزیعبدالله برومندمحمد عابد
۵. قطب الدین هلالعنایت الله عنایتمحمد علی نبی‌زاده
۶. دل‌آقا کوهدامنیزلمی همرازتورپیکی عزیزی
۷. سیداسحق گیلانیذکریا نورزیشیماعصمتی
۸. فضل کریم نجیمیصابر تمکینسوسن حاجتی
۹. بسم الله شیرمحمد حسن توحیدیاسکندر خان حسین
۱۰. اشرف‌غنی احمدزیعبدالرشید دوستمسرور دانش
۱۱. سرور احمدزیعبدالرحمانانجنیر قریشی
۱۲. حمیدالله قادریمحمدعارف بره‌کیحمیرا حقمل
۱۳. سردار محمد نعیمتاج محمد اکبرعزیزالله پویا
۱۴. زلمی رسولاحمدضیا مسعودحبیبه سرابی
۱۵. داوود سلطانزویاحمد سعیدیکاظمیه محقق
۱۶. قیوم کرزیوحیدالله شهرانیابراهیم قاسمی
۱۷. گل‌آقا شیرزیسیدحسین عالمی بلخیمحمدهاشم زارع
۱۸. عزیزالله لودینعباس کریمیحمیدالله رحیمی
۱۹. خدیجه غزنویمحمدقاسم فایضیخیرمحمد بارز
۲۰. انوارالحق احدیحشمت‌الله مجددی

اسماعیل قاسمیار

۲۱. فاروق اعظمعبدالغنی اصالتی

احمدشاه پاییزی

۲۲. سلمانعلی دوست‎زادهیوسف امین زازی

عزیزه رهبان وردک

۲۳. هدایت امین ارسلاژنرال خداداد

صفیه صدیقی

۲۴. عبدالهادی دبیرامرالله پادشاه

نثاراحمد خیراندیش

۲۵. داوراحمد نادممحمدحسن صافی

هوسی اندر

۲۶.نورالرحمان لیوالاحمدجان نظری

رفیع الله افغانی

۲۷. نادرشاه احمدزیفیض‌محمد دقیق

قدم‌علی خادم