جلسه سخنراني و پرسش و پاسخ جناب داكتر سيد عبد القيوم سجادي نماينده محترم ولايت غزني در مجلس شوراي ملي افغانستان با حضور جمع كثيري از علماء، روحانيون، طلاب و دانشجويان در تاريخ 1/11/1388 در مدرسه عالي فقه ومعارف اسلامي در شهر مقدس قم برگزار گرديد.

       ايشان در باره تحولات سياسي افغانستان با محوريت: كابينه جديد افغانستان، اجلاس بين الملي لندن و انتخابات شوراي ملي در سال آينده به ايراد سخن پرداختند و چند نكته را به عنوان مقدمه بيان داشتند.

داکتر سجادی

1-   تحولات افغانستان به شدت داراي ابعاد جهاني و بين المللي است و نمي توان تحولات سياسي افغانستان را صرفا در مرزهاي جغرافياي كشور مان تحليل كرد.

2-   در تحولات افغانستان مرز سياست خارجي و داخلي فروريخته و رابطه عميق و دوسويه بين سياست داخلي و سياست خارجي وجود دارد.

3-   افغانستان با توجه با تعامل جدي‌اي كه با جامعه جهاني دارد، آنگاه مي تواند از حضور جامعه‌جهاني و مساعدت هاي بين المللي به نحو مطلوب سود ببرد كه بتواند محورهاي متعدد از تداخل و تعارض منافع ملي كشور را با منافع جامعه جهاني تعريف نمايد. بنابراين، در مواردي كه تعارض بين منافع ملي افغانستان و جامعه جهاني وجود داشته باشد، افغانستان نه تنها از حضور جامعه جهاني استفاده مثبت نمي تواند بكند بلكه جضور جامعه جهاني تنش زا خواهد بود. لذا وظيفه اساسي دولت مردان و حكومت افغانستان بالابردن تعداد محورهاي تعامل و تداخل منافع ملي افغانستان با جامعه جهاني است.

4-   هشت سال از حضور همه جانبه جامعه جهاني در افغانستان ميگذرد و ارزيابي از حضور آنها ارائه مي‌شود چندان مطلوب نيست. اين ارزيابي از منظر منافع ملي و توقع مردم افغانستان است. وگرنه نسبت به وضعيت نابسامان گذشته مي‌تواند مفيد باشد و جنبه هاي مثبت آن به مراتب بيشتر از جنبه هاي منفي آن باشد.

ايشان در مورد كمرنگ شدن حضور و مشاركت عادلانه اقوام در كابينه جديد آقاي كرزي گفت: عامل اساسي‌اي كه مانع عبور از حكومت قبيلوي به سوي حكومت ملي با مشاركت عادلانه اقوام ساكن در كشور، وجود فرهنگ عقب مانده قبيلوي است. در فرهنگ قبيلوي مناسبات بر اساس تعامل قومي است. جايگزيني افراد در ادارات و وزارت خانه ها بر اساس مناسبات شخصي و قومي صورت مي‌گيرد. و تا زمانيكه اين فرهنگ متحول نشود ما همچنان در حصار حركتهاي تنگ نظرانه قومي و قبيلوي اسير خواهيم بود.

          وي در مورد تشكيل كابينه و رد آن از سوي پارلمان اظهار داشتند: امروز تحليلهاي متفاوت در مورد تشكيل و معرفي كابينه به پارلمان از سوي رييس جمهور، و رد كابينه از سوي شوراي ملي وجود دارد. اما دو نكته اساسي را نمي توان از نظر دور داشت.

1-   تمام افرادي كه به عنوان كانديداي يك وزارت معرفي مي‌شود الزاما بر اساس معيارهاي تعهد، تخصص، صداقت و امانت  داري صورت نمي‌گيرد. زيرا هنوز هم مصلحت ها و ارتباطاتي وجود دارد كه بايد برخي افراد فراتر ازهمه اين معيارها در تشكيل كابينه جديد پيشنهاد شود.

2-   برخورد پارلمان افغانستان هم با اين مسأله و رد تعداد زيادي از وزراي معرفي شده نمي تواند كاملا معياري و بر اساس شايسته سالاري باشد. در برخورد پارلمان هم مانند تشكيل كابينه، مناسبات شخصي، مصلحت هاي قومي و حزبي و روابط خويشاوندي تأثير داشت.

اما در مجموع چهار دليل عمده در رد كابينه پيشنهادي رييس جمهور وجود داشت.

1-   احساس حقارت پارلمان از جانب حكومت و قوه مجريه، نمايندگان پارلمان احساس مي‌كردند كه در چهار سال گذشته در حاشيه قرار دارد و نقشي در تصميمات حكومت ندارد. نمايندگان براي تثبيت موقعيت سياسي و جايگاه حقوقي پارلمان چنين حركتي را انجام دادند.

2-   تلقي‌اي كه نزد نمايندگان پارلمان وجود داشت اين بود كه بسياري از افرادي را كه رييس جمهوري بعنوان وزيرمعرفي نموده است براساس برخي محدوديت ها و محذوريت ها بوده لذا اگر اينها رد هم بشوند در واقع كمك به رييس جمهور خواهد بود نه مخالفت با رييس جمهور.

3-   رييس جمهور هم بر خلاف رويه گذشته و عرف معمول هيچ كمپايني براي تأييد وزراي پيشنهادي انجام نداد و براي رأي آوردن آنها رايزني و تلاش نكرد.

4-   و رد كابينه در مرحله دوم هم نتيجه رد كابينه در مرحله اول بود. چون اين كار در مرحله اول با استقبال و تشويق مردم، مطبوعات و رسانه ها قرار گرفته بود لذا در مرحله دوم هم اين كار ادامه پيدا كرد هرچند كه اين بار آقاي رييس جمهور براي رأي آوردن كابينه پيشنهادي خود تلاش و از آنها دفاع نمود.

اجلاس لندن و اهداف آن

ايشان در مورد كنفرانس لندن فرمودند: كنفرانس لندن سه هدف را دنبال خواهد كرد.

1-   عزم و اراده جامعه جهاني براي پيشبرد پروسه افغانستان، دنيا و جامعه جهاني و كشورهاي عضو ناتو براي برون رفت از فشار افكار عمومي مردمان خود نياز دارد كه در اجلاس لندن يك تصميم جديدي را اعلام نمايد تا اين فشار ها برطرف شود.

2-   اتخاذ استراتيژي واحد در مبارزه با تروريزم. يكي از عوامل ناكامي پروسه مبارزه با تروريزم در افغانستان فقدان استراتيژي واحد، جامع و منظم بين اعضاي ناتو  و همچنين بين جامعه جهاني و دولت افغانستان است. استراتيژي ناتو در افغانستان بيشتر نظامي محور بوده و افزايش نيروهاي نظامي آمريكا و اعضاي ناتو در همين را ستا صورت مي‌گيرد. در حاليكه ريشه هاي نا امني در سه چيز است. مواد مخدر، تروريزم و القاعده، فساد اداري. و تا زمانيكه اين مشكلات وجود داشته باشد معضل افغانستان حل نخواهد شد و مبارزه با تروريزم موفقيت آميز نخواهد بود. بايد در كنار فعاليتهاي نظامي فعاليتهاي ديپلماتيك براي فشار بر حاميان بيروني تروريزم. از بين بردن زمينه داخلي سرباز گيري تروريستان، ايجاد اشتغال و زدودن فقر، و فعال سازي پروژه باز سازي و حكومت سازي مؤثر مي‌تواند پايه هاي يك استراتيژي مؤثر در مبارزه با تروريزم باشد و در اجلاس لندن مورد توجه قرار گيرد.

3-   مذاكره سياسي با طالبان. آيا مذاكره سياسي با طالبان امكان پذير و ثمر بخش خواهد بود؟ بايد گفت ما دو نوع طالب داريم. طالب ايدئولوژيك و طالب سياسي. طالبان ايدئولوژيك به هيچ عنوان آمادگي مذاكره سياسي با دولت افغانستان را ندارد. حتي اگر آمادگي هم داشته باشد مذاكره دولت و جامعه جهاني با طالبان ايدئولوژيك به معناي دفن تمام تلاشها، شعارها، و دست‌آوردهاي هشت سال گذشته است. چون طالب ايدئولوژيك قانون اساسي نمي‌شناسد انتخابات نمي‌شناسد و دموكراسي را قبول ندارد.

          اما طالبان سياسي، كساني اند كه مي‌جنگند تا باج بگيرند. ترور مي‌كنند تا امتياز بگيرند. تخريب مي‌كنند تا بيشتر مورد توجه قرار بگيرند. اين هارا اگر عزم و اراده جدي و صادقانه نزد جامعه جهاني وجود داشته باشد، مي‌توان پاي ميز مذاكره كشاند و جذب پروژه صلح كرد.

وي در باره اقدامات نمايندگان مناطق مركزي براي باز سازي و عمران آن مناطق گفت: در ملاقاتي كه هفته پيش عده‌اي از نمايندگان اهل تشيع از جمله استاد محقق و استاداكبري با رييس جمهوري داشتيم چند خواسته مردم خود را با ايشان مطرح كرديم. خواسته هاي ما عبارت بود از:

1-      ساختن سرك(جاده) و شاهراه كابل - هرات از مسير هزاره جات و تسريع در كار آسفالت سرك باميان كابل.

2-      بودن يك نفرمعاون در شاروالي كابل از مردم هزاره.

3-      تعديل در سياست كادري در وزارت خانه ها، ادارات، و ولايات و مسأله ولايت شدن جاغوري كه رييس جمهوذ قبلا آن را وعده داده بود.

 

وي در مورد تلاشهاي صورت گرفته از جانب نمايندگان غزني در خصوص آن ولايت ياد آورشد: بر اثر پيگيري هاي ما چندين مكتب در سطح ولايت غزني در دست اعمار است و چند مكتب ديگر در پلان هست كه متأسفانه با وجود آماده شدن بودجه آنها هنوز به مرحله اجرا گذاشته نشده است. و در مورد آسفالت سرك قره باغ- جاغوري و سرك جغتو - ناهور دايما با دولت در گفتگو هستيم و تلاش مي‌كنيم كه هرچه زود تر اين كارها انجام شود. و سركهاي فرعي ديگر در روستاهاي ولايت غزني از طريق پروژه هاي انكشاف دهات احداث شود.

        وي همچنين گفت: براي بازسازي ولايت و خصوصا شهر غزني كه در سال 2013 ميلادي پايتخت فرهنگي جهان اسلام است 51 پروژه در نظر گرفته شده بود كه والي غزني به دليل اختلاف با شوراي ولايتي آنها را كنسل كرد. و ما در ملاقات هاي متعددي كه با جناب رييس جمهور داشتيم خواهان بركناري والي غرني شديم كه رييس جمهور آن را به بعد از انتخابات رياست جمهوري موكول نمود كه متأسفانه هنوز هم بر كنار نشده است.